در مورد تقدير يا سرنوشت انسان ها، دو تفسير متفاوت وجود دارد:
تفسير نخست مي گويد: سرنوشت هر كس از روز نخست، بدون اطلاع و حضور او، از طرف خداوند تعيين شده، بنابراين هر كس با سرنوشت معيّني از مادر متولد مي شود كه قابل دگرگوني نيست هر انساني نصيب و قسمتي دارد كه ناچار بايد به آن برسد. چه بخواهد و چه نخواهد و كوشش هاي او براي تغيير سرنوشت بيهوده است. بنابراين تفسير، بديهي است كه انسان موجودي مجبور و بي اختيار است.
بررسي منابع اسلامي نشان مي دهد اين تفسير مورد تأييد اسلام نيست. قبول و پذيرش آن، تمام مفاهيم مسلّم اسلامي از قبيل: تكليف، جهاد، سعي و كوشش و استقامت و غيره را به هم مي ريزد.
استاد مطهري مي گويد: «اگر مقصود از سرنوشت و قضا و قدر الهي، انكار اسباب و مسببات و از آن جمله قوه و نيرو و اراده و اختيار بشر است، چنين قضا و قدر و سرنوشتي وجود ندارد و نمي تواند وجود داشته باشد».[1]
قضا و قدر و سرنوشت به معناي صحيح آن است كه بدانيم قضا در اصل به معناي حكم، و قدر به معناي اندازه گيري است كه به قضا و قدر تكويني و تشريعي تقسيم مي شود ؛ منظور از قضا و قدر تكويني اين است كه هر چيزي و هر حادثه و پديده و هر موجودي در عالم، علتي دارد و اندازه اي، نه چيزي بدون علت به وجود مي آيد و نه بدون اندازه گيري معيّن؛ مثلاً سنگي پرتاب مي كنيم و شيشه اي مي شكند، شكستن شيشه يك حادثه است كه حتماً علتي دارد.
اين كه مي گوييم داراي علت است، قضاي تكويني است. نيز مسلّما ميزان شكستگي و اندازه و حدود آن، به كوچكي و بزرگي سنگ و قوت و فشار دست و نزديكي و دوري فاصله و وزش و عدم وزش باد و مانند اين ها بستگي دارد. اين ارتباط حادثه فوق با چگونگي علت آن، همان قدر تكويني مي باشد ؛ پس يك معناي قضا و قدر، به رسميت شناختن قانون علت و نظام خاص علت و معلول است.
اما قضا و قدر تشريعي به معناي فرمان الهي در تعيين وظايف فردي و اجتماعي انسان ها و مقدار و حدود اين وظايف است؛ مثلاً مي گوييم نماز واجب است (اين قضاي تشريعي است) سپس مي گوييم. مقدار نماز در هر شبانه روز هفده ركعت است. (اين يك قدر الهي است).[2]
طبق قضا و قدر تكويني، سلسله نظام علت و معلول به خداوند منتهي مي شود، ولي اين موضوع هيچ گونه مخالفتي با آزادي اراده و اختيار انسان ندارد. اعمال انسان، هم مستند به خود او است و هم مستند به خدا، اما استناد آن به خود او به دليل اين است كه با آزادي اراده، آن را انجام مي دهد. اما استناد آن به خدا به دليل اين است كه هستي انسان و تمام نيروهاي او و حتي آزادي اراده او از ناحية خالق جهان آفرينش است و علل و اسبابي كه شرط تحقق يك عمل مي باشد از اوست.
در قرآن آيات زيادي وجوددارد كه به صراحت اختيار انسان و نقش اراده او را بيان داشته است؛ مانند آيه: «وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى؛[3] براي انسان چيزي جز حاصل سعي او نيست».
و مانند آيه: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ؛[4] خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد. مگر خودشان آن را تغيير دهند».
در احاديث اسلامي نيز بر اين نكته تأكيد شده است. در روايتي نقل شده كه اميرالمؤمنين(ع) از كنار ديوار شكسته و كجي برخاست. پرسيدند: از قضاي الهي فرار مي كني؟ فرمود: از قضاي الهي به قدر او پناه مي برم.[5].
اين فرمايش حضرت يعني آن كه هرچند تا قانون عليت كه منتهي به فرمان خداست، نباشد، ديوار شكسته سقوط نخواهد كرد، اما همان خداوند به من عقلي داده كه آن خود يك حلقه از سلسله قانون عليت است و يك عامل بازدارنده در برابر اين گونه حوادث. البته ديوار عقل و شعور ندارد و بدون اعلام قبلي سقوط مي كند. اما من مي توانم به قدر الهي پناه ببرم؛ يعني با عقل خود چنان محل نشستن را اندازه گيري كنم كه اگر ديوار سقوط كند روي من نيفتد.[6]
با يك مثال معناي قضا و قدر الهي روشن مي شود: اگر كسي بالاي بام ايوان بلند رود كه خود را با سر روي زمين سنگ فرش مسجد بيفكند و بگويد: اگر مقدر است بميرم مي ميرم ،گرچه خود را از بام نيفكنم .اگر مقدر است بمانم مي مانم، اين گفته درست نيست، زيرا خداوند در اين مورد چند مقدر حتمي و جبري دارد و يك مقدر اختياري.
مقدرات جبري عبارت است از:
1- قضا و قدر الهي؛ سنگ را كه كف زمين از آن فرش شده، سخت و محكم آفريده است.
2- قضا و قدر الهي؛ جمجمه انسان را از استخوان نازك خلق كرده است.
3- قضا و قدر الهي؛ به زمين قوه جاذبه داده است.
4- قضا و قدر الهي؛ چنين مقرر كرده كه اگر كسي خود را از بلندي به زمين سختي پرت كند، جمجمه اش شكسته و مغزش صدمه شديد مي بيند .
5- قضا و قدر الهي اين است كه اگر كسي مغزش صدمه شديد ديد فوراً بميرد.
6- قضا و قدر الهي اين است كه بشر داراي اختيار و اراده باشد و بتواند خود را از بام پرت كند و بميرد و يا آن كه از راه بام، پله پله به زير آيد و بماند. پس به آن كسي كه روي بام به قصد افكندن خود ايستاده است ،بايد گفت: تقدير خداوند درباره مرگ و حيات شما تابع اراده و اختيار شما است. اگر افكندن از بام را اختيار كني ، مقدر است بميري و اگر پله هاي بام را انتخاب كني، مقدر است بماني و در هر دو صورت، قضيه روي قضا و قدر الهي است".[7]
البته ما معتقديم که همه حوادث عالم به قلم تقدير الهي در لوحي به نام لوح محفوظ به ثبت رسيده است و کسي جز خداوند از آن آگاهي ندارد. هر چه در اين لوح نگاشته شود، تغيير نميکند، به طور مثال هر يک از انسانها داراي اجل حتمي هستند که به هيچ عنوان قابل تأخير و تقديم نميباشد .
البته در مقابل لوح ديگري به نام لوح محو و اثبات که تقدير الهي در آن نگاشته ميشود وجود دارد كه قابل تغيير و تبدّل است، به طور مثال اجلّ معلّقي وجود دارد، لکن اين اجل به سبب صدقه يا کار خير قابل تأخير افتادن است، همان طور که در روايات وارد شده و يا اين که به خاطر کارهاي سوء مثل عاق والدين و قطع رحم به جلو ميافتد.[8]
ثبت حوادث و وقايع زندگي انسان در لوح محفوظ به معني رقم خوردن همه چيز از قبل نيست ، چنان كه تغيير آن به معني نادرست و غلط بودن آن نيست ، بلكه خداوند از آن جا كه نسبت به همه امور علم قبلي دارد ، مي داند كه بر اساس ضوابط و ساختار علّي و معلولي عالم و بر اساس اختيارات فردي چه نتيجه اي براي هر فرد رقم مي خورد و هركس چه سرنوشتي را براي خود ترسيم مي نمايد ، در نتيجه اگر قرار بر حصول تغييري در اين امر باشد. باز به دست خود فرد خواهد بود .
در لوح محفوظ ثبت است كه فلان فرد پنجاه سال عمر مي كند و در اين سن بر اثر سكته جان مي سپارد ، اين امر به اين معني نيست كه اين فرد به دور از هر نوع اراده و اختيار يقينا در
پنجاه سالگي به ناگاه سكته كرده خواهد مرد ، بلكه اين فرد در طول زندگي و در مسير حيات خود نحوه اي از رفتار و عملكرد را در پيش مي گيرد . در تغذيه و تحرك بدني و مشغله كاري و .... به نحوي رفتار مي كند كه بر اثر علت هاي طبيعي رگ هاي قلبش گرفته و در اين سن به سكته مبتلا شده و در نتيجه آن خواهد مرد .
اين گونه علم خداوند همانند علم پزشك از روند بهبود فرد بيمار يا پيشرفت بيماري اوست كه تاثيري در تحقق اين علل ندارد ، يا همانند علم معلم به اينكه در اين امتحان كدام دانش آموز نمره كامل خواهد گرفت و كدام رفوزه خواهد شد ؛ يقينا اين علم از قبل در ذهن معلم نقش بسته است ، اما ممتاز يا رفوزه شدن دانش آموزان معلول علت هاي خاص خود است و خودشان در اين امر نقش كليدي و موثر دارند .
بر اساس آنچه گفته شد روشن مي شود كه تغيير دادن سرنوشت در شب قدر يا در هر زمان ديگر به معني تغيير دادن آن چيزي است كه قابل تغيير است، يعني چيزي كه در لوح محو و اثبات ثبت شده و با عوامل گوناگون مي توان آن را دگرگون نمود .
در واقع شب قدر بهترين فرصت براي تغيير دادن سرنوشت هاي نامناسبي كه به واسطه اعمال اختياري خود براي خود رقم زده ايم، به سمت سرنوشت هاي مناسب و خير است چون دعا يكي از مهم ترين عوامل تغيير اين تقديرها است و در اين شب دعا در اوج قدرت و تاثيرگذاري است .
براي مطالعه در باب جبر و اختيار مي توانيد به منابع ذيل مراجعه فرمائيد :
- جبر و اختيار، استاد جعفر سبحاني
- جبر و اختيار، محمد تقي جعفري
- انسان و سرنوشت ، شهيد مطهري
- جبرهاي اجتماعي و اختيار يا آزادي انسان، ژرژ گورويچ، ترجمه: حسن حبيبي
- عدل الهي، استاد مطهري
- آموزش عقايد ، آيت الله مصباح
- آموزش كلام اسلامي ، محمد سعيدي مهر
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
شب قدر در نگاه علامه طباطبایى
آنچه در پیش رو دارید بحثى پیرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبایى در تفسیر شریف المیزان است که در دو سوره « قدر» و «دخان» مطرح گردیده است.
شب قدر یعنى چه؟
مراد از قدر، تقدیر و اندازه گیرى است و شب قدر شب اندازه گیرى است و خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال را تقدیر می کند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و امورى ازاین قبیل را دراین شب مقدر می گرداند.
شب قدر کدام شب است؟
در قرآن کریم آیه اى که به صراحت بیان کند شب قدر چه شبى است دیده نمی شود. ولى از جمع بندى چند آیه از قرآن کریم می توان فهمید که شب قدر یکى از شبهاى ماه مبارک رمضان است. قرآن کریم از یک سو می فرماید: « انا انزلناه فى لیله مبارکه.»( دخان / 3 ) این آیه گویاى این مطلب است که قرآن یکپارچه در یک شب مبارک نازل شده است و از سوى دیگر می فرماید: « شهررمضان الذى انزل فیه القرآن.»( بقره / 185) و گویاى این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است.
و در سوره قدر می فرماید: «انا انزلناه فى لیله القدر.» (قدر/1) از مجموع این آیات استفاده می شود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما این که کدام یک از شبهاى ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کریم چیزى برآن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار می توان آن شب(شب قدر) را معین کرد.
در بعضى از روایات منقول از ائمه اطهار علیهم السلام شب قدر مردد بین نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخى دیگر از آنها مردد بین شب بیست و یکم و بیست و سوم و در روایات دیگرى متعین در شب بیست و سوم است. (1) وعدم تعین یک شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نکنند.
پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام شب قدر از شبهاى ماه رمضان و یکى از سه شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم است. اما روایات منقول از طرق اهل سنت به طورعجیبى با هم اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولى معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم ماه رمضان شب قدر است (2) و در آن شب قرآن نازل شده است.
تکرار شب قدر در هر سال
شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالى که قرآن درآن نازل شد نیست بلکه با تکرار سالها، شب قدر نیز تکرار میشود. یعنى درهر ماه رمضان شب قدرى است که درآن شب امور سال آینده تقدیر می شود. دلیل براین امر این است که:
اولا: نزول قرآن به طور یکپارچه در یکى از شبهاى قدر چهارده قرن گذشته ممکن است ولى تعیین حوادث تمامى قرون گذشته و آینده درآن شب بى معنى است.
ثانیا: کلمه «یفرق» در آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم.» (دخان / 6 ) در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را میرساند و نیز کلمه «تنزل» درآیه کریمه «تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر» (قدر / 4 ) به دلیل مضارع بودنش دلالت بر استمرار دارد.
ثالثا: از ظاهر جمله « شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن.»( بقره / 185 ) چنین برمی آید که مادامى که ماه رمضان تکرار می شود شب قدر نیز تکرار می شود. پس شب قدر منحصر در یک شب نیست بلکه درهر سال در ماه رمضان تکرار می شود.
در این خصوص در تفسیر برهان از شیخ طوسى از ابوذر روایت شده که گفت: به رسول خدا (ص) عرض کردم یا رسول الله آیا شب قدر شبى است که درعهد انبیاء بوده و امر به آنان نازل می شده و چون از دنیا می رفتند نزول امر درآن شب تعطیل می شده است؟ فرمود: « نه بلکه شب قدر تا قیامت هست.» (3)
عظمت شب قدر
در سوره قدر می خوانیم: «انا انزلناه فى لیله القدر وما ادریک ما لیله القدر لیله القدر خیر من الف شهر.» خداوند متعال براى بیان عظمت شب قدر با این که ممکن بود بفرماید: «وما ادریک ما هى هى خیر من الف شهر» یعنى با این که می توانست در آیه دوم و سوم به جاى کلمه «لیله القدر» ضمیر بیاورد، خود کلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت کند. و با آیه « لیله القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان کرد به این که این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن دراین است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.
از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ ( با این که در آن هزار ماه درهر دوازده ماهش یک شب قدر است).
حضرت فرمود: « عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت درهزار ماهى که در آن شب قدر نباشد.» (4)
وقایع شب قدر
الف- نزول قرآن در شب قدر
ظاهر آیه شریفه « انا انزلناه فى لیله القدر» این است که همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبیر به انزال کرده که ظهور در یکپارچگى و دفعى بودن دارد نه تنزیل، که ظاهر در نزول تدریجى است.
قرآن کریم به دو گونه نازل شده است:
1- نزول یکباره در یک شب معین.
2- نزول تدریجى در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اکرم (ص).
آیاتى چون «قرانا فرقناه لتقراه على الناس على مکث ونزلناه تنزیلا.»( اسراء / 106 ) نزول تدریجى قرآن را بیان می کند.
در نزول دفعى (و یکپارچه)، قرآن کریم که مرکب از سوره ها و آیات است یک دفعه نازل نشده است بلکه به صورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آیاتى که درباره وقایع شخصى و حوادث جزیى نازل شده ارتباط کامل با زمان و مکان و اشخاص و احوال خاصهاى دارد که درباره آن اشخاص و آن احوال و درآن زمان و مکان نازل شده و معلوم است که چنین آیاتى درست در نمی آید مگر این که زمان و مکانش و واقعهاى که درباره اش نازل شده رخ دهد به طورى که اگر از آن زمانها و مکانها و وقایع خاصه صرف نظر شود و فرض شود که قرآن یک باره نازل شده، قهرا موارد آن آیات حذف می شود و دیگر بر آنها تطبیق نمی کنند، پس قرآن به همین هیئت که هست دوبار نازل نشده بلکه بین دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصیل است.
همان اجمال و تفصیلى که درآیه شریفه «کتاب احکمت ایاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر.»( هود / 1) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن کریم به صورت اجمال و یکپارچه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد و در طول بیست و سه سال به تفصیل و به تدریج و آیه به آیه نازل گردید.
ب- تقدیر امور در شب قدر
خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال آینده را از قبیل مرگ و زندگى، وسعت یا تنگى روزى، سعادت و شقاوت، خیر و شر، طاعت و معصیت و... تقدیر می کند.
در آیه شریفه «انا انزلناه فى لیله القدر»( قدر / 1 ) کلمه «قدر» دلالت بر تقدیر و اندازه گیرى دارد و آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم.» (دخان / 6 ) که در وصف شب قدر نازل شده است بر تقدیر دلالت می کند. چون کلمه «فرق» به معناى جدا سازى و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است. و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعهاى که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه گیرى مشخص سازند. امور به حسب قضاى الهى داراى دو مرحله اند، یکى اجمال و ابهام و دیگرى تفصیل. و شب قدر به طورى که از آیه «فیها یفرق کل امر حکیم.» برمی آید شبى است که امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصیل بیرون می آیند.
ج- نزول ملائکه و روح در شب قدر
بر اساس آیه شریفه « تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر.»( قدر / 4) ملائکه و روح در این شب به اذن پروردگارشان نازل می شوند. مراد از روح، آن روحى است که از عالم امر است و خداى متعال درباره اش فرموده است « قل الروح من امر ربى.»( اسراء / 85 ) دراین که مراد از امر چیست؟ بحثهاى مفصلى در تفسیر شریف المیزان آمده است که به جهت اختصار مبحث به دو روایت در مورد نزول ملائکه و این که روح چیست بسنده می شود.
1- پیامبر اکرم (ص) فرمود: وقتى شب قدر می شود ملائکهاى که ساکن در «سدره المنتهى» هستند و جبرئیل یکى از ایشان است نازل میشوند در حالى که جبرئیل به اتفاق سایرین پرچمهایى را به همراه دارند.
یک پرچم بالاى قبر من، و یکى بر بالاى بیت المقدس و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طورسینا نصب میکنند و هیچ مؤمن و مؤمنه اى دراین نقاط نمیماند مگر آن که جبرئیل به او سلام میکند، مگر کسى که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد. (5)
2- از امام صادق علیه السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئیل بزرگتر است و جبرئیل از سنخ ملائکه است و روح ازآن سنخ نیست. مگر نمىبینى خداى تعالى فرموده: «تنزل الملئکه والروح» پس معلوم مىشود روح غیر از ملائکه است. (6)
د- سلام و امنیت در شب قدر
قرآن کریم در بیان این ویژگى شب قدر می فرماید: «سلام هى حتى مطلع الفجر.»( قدر / 5 ) کلمه سلام و سلامت به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است. و جمله «سلام هى» اشاره به این مطلب دارد که عنایت الهى تعلق گرفته است به این که رحمتش شامل همه آن بندگان بشود که به سوى او روى می آورند و نیز به این که در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد.
به این معنا که عذابى جدید نفرستد. و لازمه این معنا این است که دراین شب کید شیطانها هم مؤثر واقع نشود چنانکه در بعضى از روایات نیز به این معنا اشاره شده است.
البته بعضى از مفسرین گفته اند: مراد از کلمه «سلام» این است که در شب قدر ملائکه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام می دهند.
پی نوشتها:
1- مجمع البیان، ج 10، ص519 .
2- تفسیر الدرالمنثور، ج6 .
3- تفسیر البرهان، ج4، ص488، ح26 .
4- فروع کافى، ج4، ص157، ح4 .
5- مجمع البیان، ج10، ص520 .
6- تفسیر برهان، ج4، ص481، ح1
منبع:khabaronline.ir
ufeff
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
امام صادق(علیه السلام) نیز در پاسخ به این سوال که چه استغفاری مانع نوشتن گناه می شود؟ فرمودند: " هرگاه بنده گناهی مرتکب شود، از بامداد تا شب به او مهلت داده می شود. اگر آمرزش خواست، آن گناه برایش نوشته نمی شود(الکافی: 2 / 437 / 1 منتخب میزان الحکمة:428 )"

تاکنون درباره نقش استغفار، بسیار گفته و نوشته اند، با این همه به نظر می رسد که این عامل سرنوشت ساز که حضرت آدم(علیه السلام) را در هنگام هبوط از بهشت، رهایی بخشید و فرصت های مکرری به او داد تا در مسیر کمالی و هدایتی عبودیت گام بردارد و به مقام راستین خویش دست یابد و هم چنین بسیاری از انسان ها را دستگیر شده و حتی پیامبرانی را از خطر هلاکت نگه داشت، آن چنان مهم و ارزشمند است که هر از گاهی می بایست و بلکه می توان چیزهای جدید و آثار و برکات تازه ای از آن کشف کرد و به دست آورد.
از این رو بازخوانی آداب و آثار آن تنها برای کشف بعدی دیگر از ابعاد و جهتی دیگر از جهات بی نهایت این ابزار کارآمد الهی در دست بشر است که به سادگی می تواند به وسیله آن خود را از بسیاری از گرفتاری ها رهایی بخشد و یا بسیاری از گرفتاری ها و مصیبت ها را از خویش دفع کند؛ زیرا استغفار دارای دو کارکرد مهم دفعی و رفعی است.
بسیاری از مردم به ویژه جوانان می پرسند که از چه چیزی استغفار کنیم؟ ما که گناهی نکرده و جرم و جنایتی مرتکب نشده ایم.
این پرسش زمانی پررنگ تر مطرح می شود که آنان که با آموزه های قرآنی و یا روایی مواجه می شوند که در آن پیامبران و امامان(علیه السلام) و اولیای خداوندی مامور به استغفار شده و یا در دعاهای خویش به ذیل توبه و استغفار چنگ زده اند. در این صورت می پرسند که پیامبر(صلی الله علیه وآله) و یا امامان(علیه السلام) چرا باید استغفار کنند و از چه چیزی می بایست استغفار کنند؟
اصولا استغفار چیست و چه جایگاهی در هستی شناسی و امور تکوین دارد که برای دفع امور تکوینی و بلاهای طبیعی به ذیل آن تمسک جسته می شود و یا برای رفع مصیبت و بلایی آن را ابزار و وسیله رهایی قرار می دهند؟
آن گونه که محقق اندیشمند و زبان شناس و قرآن پژوه فرهیخته راغب اصفهانی در کتاب مفردات الفاظ القرآن الکریم خویش گفته است: «استغفار به معنای طلب آمرزش، از ریشه غفران گرفته شده است که در اصل به معنای پوشیدن چیزی است که آدمی را از آلودگی نگه دارد. بنابراین استغفار به معنای طلب پوشیدن چیزی است که آدمی را از آلودگی های درونی و بیرون محافظت کند و از آن دور نگه دارد. به سخن دیگر، استغفار، درخواست مصونیت از عذاب با گفتار و رفتار خویش است. (مفردات راغب اصفهانی ذیل واژه غفر)
کسی که استغفار می کند می کوشد تا خود را از آلودگی حفظ کند و تن پوشی را به تن نماید تا بوی گناهان بیرونی دیگران به وی نرسد و یا نمی گذارد بوی گناهان او به بیرون درز کند و او را رسوا سازد و یا کاری می کند که آثار و پیامدهای آن از درون و بیرون وی برطرف شود.
استغفار گاه از گناه و خطای خود است(ابراهیم آیه 41 ونوح آیه 28) و گاه برای گناه دیگران از مردم و زنان مومن (محمد آیه 9 و ممتحنه آیه 12 و نوح آیه 28) یا فرزند (یوسف آیات 97 و 98) و برادران (اعراف آیه 151 و حشر آیه 10) ووالدین (ابراهیم آیه 41 و نوح آیه 28) ومانند آن می باشد
در روایات است که هر گناهی بویی دارد که بسیار زننده است و دیگران را می آزارد. انسان هایی که اهل دل هستند حتی از کسی که در حالت جنابت و یا حیض است در رنج و عذاب قرار می گیرند؛ زیرا با آن که جنابت و حیض امری طبیعی است ولی بویی خاص و زننده برای اهل دل دارد و آنان را به رنج می افکند.
اصولا هر چیزی در دنیا دارای بوی خوش و بوی زننده است. رفتارها و گفتارهای آدمی نیز این گونه است. لذا از مۆمن و انسان های طیب و پاک بوی خوشی برمی خیزد که همگان را به سوی خود جلب و جذب می کند.
در داستان اویس قرنی آمده است که وقتی آن حضرت(صلی الله علیه وآله) از مسافرت به مدینه بازگشت بیان کرد که بوی خوشی به مشام می رسد و این بوی از قرن است. معلوم شد که اویس قرنی به مدینه آمده بود تا به دیدار محبوب خویش حضرت ختمی مرتبت(صلی الله علیه وآله) برسد ولی به سبب وعده ای که به مادر خویش داده بود آن حضرت را ندیده از مدینه بازگشت؛ زیرا پیامبر(صلی الله علیه وآله) به بیرون مدینه مسافرت کرده بود و در آن جا حضور نداشت. این بوی خوش مۆمن است که اهل دل آن را می بویند و می شنوند.
استعفار موجب می شود تا آدمی دور خویش حصار و دژی استوار بر پا کند و از آثار زشت گناه دیگران در امان ماند؛ همچنین باعث می شود تا از آثار و تبعات گناه خویش در امان باشد و حداقل در میان خلق رسوا نشود. توبه یعنی بازگشت به سوی خدا و درمسیر کمالی قرارگرفتن پس از آن که با گناه خویش کجروی کرده است و استغفار یعنی این که خود را از آثار و تبعات آن در امان داشتن و از رسوایی رهایی یافتن. بنابر این هرکسی می بایست برای رهایی از آثارو تبعات بیرونی، با استغفار دژ و قلعه ای برای خود بسازد.
استغفار امری عمومی است و اختصاص به گناهکاران ندارد وحتی مومنان بلکه پیامبران برای در امان ماندن از آثار درونی و بیرونی اعمال دیگران به ذیل استغفار تمسک می جویند.

گاه انسان می بایست از ظلم و ستم به نفس خویش استغفار کند؛ زیرا حق نفس را چنان که باید و شاید ادا نکرده و اسمایی را که خداوند در ذات وی به ودیعت نهاده به فعلیت نرسانده است (آل عمران آیه 135 و نساء آیات 64، و 110 و نیز اعراف آیه 23 و انبیاء آیات 87 و 88 و قصص آیه 16) و گاه دیگر نیاز است که از گناه و خطای خویش توبه و استغفارکند (بقره آیه 58 و اعراف آیه 161 و غافر آیه 55 و آل عمران آیه 190و 193 و یوسف آیه 29 و 97و آیات دیگر قرآن) و دمی دیگر می بایست از قضاوت عجولانه و داوری بی دلیل و ضد ارزشی (ص آیات 24 و 25) یا قتل (قصص آیات 15و 16) و کفر نفاق وشرک(مائده آیات 73 و 74) استغفار نماید.
چنان که استغفار گاه از گناه و خطای خود است(ابراهیم آیه 41 ونوح آیه 28) و گاه برای گناه دیگران از مردم و زنان مومن (محمد آیه 9 و ممتحنه آیه 12 و نوح آیه 28) یا فرزند (یوسف آیات 97 و 98) و برادران (اعراف آیه 151 و حشر آیه 10) ووالدین (ابراهیم آیه 41 و نوح آیه 28) ومانند آن می باشد.
در روایت است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) به مردم هشدار می دهد که برای در امان ماندن از رسواشدن در پیشگاه مۆمنان، خود را با استغفار از خطا و گناهان در امان نگه دارید؛ زیرا چنان که گفته شد هر خطا و گناهی بویی دارد و حالتی در انسان ایجاد می کند و نوری را از انسان می زداید که اهل دل آن را می بینند و می بویند. آن حضرت فرمود: تعطروا بالاستغفار لاتفضحنکم روائح الذنوب؛ با استغفار خود را معطر کنید تا بوی گناهشان شما را رسوا نسازد.
نزول باران و رونق کشاورزی (نوح آیه 10 و 12) ازطریق جلب محبت الهی با استغفار (هود آیه 90) صورت می گیرد و انسان در رحمت الهی قرار گرفته و از آثار رحمت خاص بهره مند می شود. (بقره آیه199 و نساء آیات 106 و 110 و آیات دیگر) البته آثار دیگری نیز برای استغفار در آیات قرآنی گفته شده که بیان آن مجال دیگری می طلبد.
استغفار، درخواست مصونیت از عذاب با گفتار و رفتار خویش است
امام صادق(علیه السلام) نیز در پاسخ به این سوال که چه استغفاری مانع نوشتن گناه می شود؟ فرمودند: " هرگاه بنده گناهی مرتکب شود، از بامداد تا شب به او مهلت داده می شود. اگر آمرزش خواست، آن گناه برایش نوشته نمی شود(الکافی: 2 / 437 / 1 منتخب میزان الحکمة:428 ).
امیرالمومنین (علیه السلام) نیز درباره این که هرکس نعمت استغفار بیابد از چه نعمتی محروم نمی شود؟ می فرمایند: "به هر کس (نعمت) آمرزش خواهی داده شود، از آمرزیده شدن محروم نشود(نهج البلاغة: الحکمة 135 منتخب میزان الحکمة: 428 ).
رسول مکرم اسلام همچنین ارزش پیامد استغفار زیاد را چنین توصیف می فرمایند: "هر کس زیاد آمرزش بخواهد، خداوند از هر غمی برای او گشایشی قرار دهد و از هر تنگنایی برون شوی(نور الثقلین: 5 / 357 / 45 منتخب میزان الحکمة: 428)
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور

شب قدر که فرا می رسد بسیاری از مردم، حتی کسانی که در طول سال جز واجبات عملی دیگر انجام نداده اند، خود را مقید می سازند در مجالس مذهبی شرکت کرده و تا آخرین لحظات، حضور یابند. آنان این شب را شب برآورده شدن حاجات می دانند. شبی که قرار است تقدیر یک سال رقم بخورد. پس بر خود تکلیف می کنند تمام اعمال و مستحبات وارد شده برای این شب را به هر سختی که شده است انجام دهند. اما باید توجه داشت نگاه کمی داشتن به اعمال عبادی بسیار اشتباه است. هر کس باید قدر و اندازه خویش را شناخته و به همان میزان و با کیفیتی مطلوب به عبادت بپردازد.
چرا که برای عبادت شرایطی است و مهم ترین این شرایط داشتن نشاط روح و آمادگی برای خواندن پروردگار است. امری که گاه مغفول مانده و مورد عنایت شب زنده داران قرار نمی گیرد. به همین سبب در این مجال به بررسی جایگاه نشاط روح در عبادت می پردازیم.
خداوند انسان را آفرید تا او را عبادت کند، فرمان بردارش باشد و برای رسیدن به او تلاش کند.
اموری را بر او واجب نمود و تخطی از آن ها را ممنوع کرد و برخی کارها را به عنوان میان برهایی در رسیدن هر چه زودتر به هدف به عنوان مستحب قرار داد.
انجام واجبات در هر شرایطی بر آدمی لازم است و عدم توجه بدان ها عقوبت الهی را در بر دارد اما در مورد مستحبات قضیه کاملا متفاوت خواهد بود. در انجام اعمال متسحب آنچه بیش از مقدار اهمیت دارد کیفیت انجام عمل می باشد. عملی که خالصانه، با حضور قلب کامل و توأم با شادی و نشاط روح انجام گیرد هزاران بار نزد خداوند ارزشمندتر از اعمالی است که از روی خستگی و بدون رغبت انجام می شوند. در نهج البلاغه چنین آمده است:
الإمامُ علیٌّ (علیه السلام) ـ مِن كِتابِهِ إلَى الحارِثِ الهَمْدانیّ ـ : «خادِعْ نَفسَكَ فی العِبادَةِ و ارفُقْ بِها و لا تَقهَرْها، و خُذْ عَفوَها و نَشاطَها، إلاّ ما كانَ مَكتوبا عَلَیكَ مِنَ الفَریضَةِ؛ فإنَّهُ لا بُدَّ مِن قَضائها وَ تَعاهُدِها عِندَ مَحَلِّها».[1]
امام على (علیه السلام) ـ در نامه خود به حارث هَمْدانى ـ نوشت: «نفْس خود را براى عبادت كردن بفریب و با آن مدارا كن و به زور، به عبادت وادارش مساز و از اوقات فراغت و سرخوشى آن [براى عبادات مستحبّى]بهره برگیر، مگر فرایضى كه بر تو واجب گشته است، كه در این موارد باید آن ها را به موقع انجام دهى و بر آن ها مواظبت نمایى».
روح انسان از لطافت بالایی برخوردار است و اگر فشاری بر آن وارد شود عکس العمل نشان داده و ممکن است از آن عمل به کلی دوری نماید. از این روست که رسول الله (صلی الله علیه و آله) خطاب به اصحاب خویش می فرمایند: «خُذوا مِنَ العِبادَةِ ما تُطیقونَ؛ فإنَّ اللّهَ لا یَسأمُ حتّى تَسأموا»؛ «از عبادت به اندازهاى كه توان دارید، برگیرید؛ زیرا خداوند خسته نمىشود تا اینكه شما خسته شوید».[2]
در نتیجه زمانی که انسان پس از خواندن نماز، تلاوت قرآن، شب زنده داری و مناجات احساس خواب آلودگی و کسالت نمود و گمان کرد دیگر نفسش رغبتی به ادامه عبادات ندارد، نباید با زور و فشار آن را وادار به انجام باقی مانده اعمال نماید چرا که نه تنها برایش سودی نخواهد داشت بلکه ممکن است سبب فرار دائمی نفس از عبادات گردد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیز فرموده اند: «آفَةُ العِبادَةِ الفَترَةُ»؛ «آفت عبادت، سستى است».[3]
چه خوب است که انسان از پیش خود را برای برگزاری هر چه بهتر شب قدر آماده سازد و روح خود را برای انجام عبادت تمرین دهد. خواندن قرآن و ادعیه در ماه رجب و شعبان و یا حتی از ابتدای ماه مبارک رمضان می تواند به پاسداشت هر چه بهتر این شب های عظیم کمک شایانی نماید و شور و نشاط را در فرد افزایش دهد. زیرا شور و نشاط قدرت اراده و تصمیم گیری را افزایش داده و استقامت و پایداری را با خود به ارمغان می آورد و به آدمی کمک می کند تا بتواند کارهای بزرگ انجام داده و مشقت و سختی ها را تحمل نماید.

در کنار این امور درخواست توفیق از درگاه باری تعالی نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار خواهد بود و اولیای الهی همواره از او می خواستند تا بانشاحترین عبادات را نصیبشان سازد. هم چنانکه از سید الساجدین امام زین العابدین (علیه السلام) منقول است:
الإمامُ زینَ العابدینُ علیه السلام ـ فی الدُّعاءِ ـ :«أسألُكَ مِنَ الشَّهادَةِ أقسَطَها، و مِنَ العِبادَةِ أنشَطَها».[4]
امام زین العابدین علیه السلام ـ در دعا ـ گفت: «خدایا! از شهادت دادن، عادلانهترین آن را و از عبادت با نشاطترینش را از تو مسألت دارم».
با افزایش شور و نشاط توان انجام عبادات سنگین نیز در انسان افزایش می یابد و فرد می تواند عبادات بسیار را با بهترین کیفیت انجام دهد. اما باید توجه داشت که رسیدن به این مرحله جز از راه تمرین و تقویت نفس ممکن نیست و یک شبه نمی توان راه صد ساله عارفان الهی را طی نمود.
روح انسان از لطافت بالایی برخوردار است و اگر فشاری بر آن وارد شود عکس العمل نشان داده و ممکن است از آن عمل به کلی دوری نماید. از این روست که رسول الله (صلی الله علیه و آله) خطاب به اصحاب خویش می فرمایند: «خُذوا مِنَ العِبادَةِ ما تُطیقونَ؛ فإنَّ اللّهَ لا یَسأمُ حتّى تَسأموا»؛ «از عبادت به اندازهاى كه توان دارید، برگیرید؛ زیرا خداوند خسته نمىشود تا اینكه شما خسته شوید»
از این رو بهتر است کسانی که قصد شب زنده داری در لیالی قدر را دارند در روز قبل به خوبی استراحت نمایند. غذایی سبک میل کنند تا کسالت و خواب آلودگی را برایشان به همراه نداشته باشد و مهم تر از همه آنکه از خداوند بخواهند آنان را در برگزاری هر چه بهتر این شب یاری نماید.
این نکته را نیز نباید فراموش نمود که کیفیت را فدای کمیت ننمایند. اگر توان خواندن تمام ادعیه و به جا آوردن تمام نمازها را ندارند آن مقدار که می توانند و حال و هوای خوشی در آن دارند به جا آورند. خواندن کامل دعای جوشن کبیر برای همگان آسان نیست. پس می توانند آن را در سه بخش نموده و هر بخش را در یک شب بخوانند تا هم نشاط روحی خویش را حفظ کرده باشند و هم بتوانند با توجه به معانی و مقاصد دعا آن را به جا آورند.(هر چند برای هر بار خواندن این دعا به طور کامل پاداش خاصی ذکر شده است، اما یادمان باشد ما در عبادت امید تقرب داریم نه صرفا ثواب، ممکن از از یک بند دعا همراه با توجه و طمأنینه حض کافی برده شود و ده بار خواندن از رو بی حوصله و با کلافگی هیچ خیری عاید ما نکند)
امید است خداوند در این شب های عزیز توفیق عابد بودن را به همه ما عنایت فرماید.و من الله التوفیق
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
از آنجا که در شب قدر سرنوشت انسانها براى یک سال، بر طبق لیاقتها و شایستگی هاى آنها، تعیین مىشود؛ لذا باید آن شب را بیدار بود، توبه کرد خودسازى نمود و به درگاه خدا رفت و لیاقتى بیشتر و بهتر براى جلب رحمت او پیدا کرد

به استناد روایات وارده ماه رمضان افضل ماه ها نزد خداوند متعال است؛ که اوّل آن رحمت، وسط آن مغفرت و آخر آن اجابت دعا و رهایی از آتش می باشد و به استناد آیات نورانی قرآن کریم شب قدر شب نزول قرآن است که این شب در ماه مبارک رمضان قرار دارد و عظمت این شب به قدرى است که خداوند آن را بهتر از هزار ماه دانسته است.
به اعتقاد مفسران[1] شب قدر به این جهت" قدر" نامیده شده که جمیع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعیین مىشود.[2]
در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده است که ایشان فرمودند:« شب قدر که همه ساله در ماه رمضان در دهه آخرش تجدید مىشود شبى است که قرآن جز در آن شب نازل نشده، و آن شبى است که خداى تعالى در بارهاش فرموده:«فِیها یُفْرَقُ کلُّ أَمْرٍ حَکیمٍ»[3].
آن گاه فرمود: «در آن شب هر حادثهاى که باید در طول آن سال واقع گردد چه خیر و چه شر، چه طاعت و چه معصیت، و چه فرزندى که قرار است متولد شود، و یا اجلى که بنا است فرا رسد، و یا رزقى که قرار است (تنگ و یا وسیع) برسد، تقدیر مىشود؛ پس آنچه در این شب مقدر شود، و قضایش رانده شود قضایى است حتمى، ولى در عین حال مشیت خداى تعالى در آنها محفوظ است».[4]
به اعتقاد شیعه شب قدر یکی از سه شب نوزدهم بیست و یکم و یا بیست و سوم از ماه مبارک رمضان می باشد که در این خصوص در متون روایی شیعه روایتی ازامام صادق علیه السلام آمده که ایشان فرمودند:«تقدیر مقدرات در شب نوزدهم، و تحکیم آن در شب بیست و یکم، و امضاء در شب بیست و سوم است».[5]
برای این شب در کتب ادعیه اعمال خاصی[6] ذکر شده که لازمه آن تهجد و شب زنده داری در این شب است. لکن برخی بدون توجه به آثار و اهمیت این شب در تعیین سرنوشت آنان شب قدر را همچون سایر شب ها انگاشته و اجازه می دهند خواب غفلت آنان را برباید.
امام باقر علیه السلام فرمودند: «کسی که شب قدر را احیا بدارد گناهان وی حتی اگر به تعداد ستارگان آسمان سنگینی کوه ها و اندازه دریاها باشد آمرزیده می شود.»
خواب نیاز طبیعی هر انسانی است که جسم وی پس از ساعت ها تلاش برای کسب روزی و کارهای روزانه آن را می طلبد با این وجود از آنجا که در شب قدر سرنوشت انسانها براى یک سال، بر طبق لیاقتها و شایستگی هاى آنها، تعیین مىشود؛ لذا باید آن شب را بیدار بود، توبه کرد خودسازى نمود و به درگاه خدا رفت و لیاقتى بیشتر و بهتر براى جلب رحمت او پیدا کرد.[7]
زیرا هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که در لحظاتى که سرنوشت انسان تعیین مىشود و فرد می تواند در سرنوشت و مقدرات خود اثر مستقیمی داشته باشد او در خواب و از همه چیز غافل و بی خبر باشد. از طرفی کسانی که به دنبال آمرزش و توبه به درگاه الهی هستند شب قدر بهترین فرصت برای آنان است؛ زیرا درهای رحمت و مغفرت الهی در این ماه و به ویژه در این شب بیش از پیش به روی بندگان گناهکار باز است و وعده استجابت دعا و نیایش های آنان نیز به آن ها داده شده است. به نظر می رسد اینکه در روایات رهایی از آتش جهنم را به دهه آخر ماه رمضان نسبت داده اند به دعا و نیایش فرد در شب قدر بستگی دارد.

در این خصوص امام باقر علیه السلام فرمودند: «کسی که شب قدر را احیا بدارد گناهان وی حتی اگر به تعداد ستارگان آسمان سنگینی کوه ها و اندازه دریاها باشد آمرزیده می شود.» [8] و همچنین امام صادق علیه السلام فرمودند: «کسی که ماه رمضان آمرزیده نشود آمرزیده نمی شود مگر آنکه عرفه را درک کند و در آن حاضر باشد».[9]
برخی از انسانها به گونه ای در این دنیا زندگی می کنند که گویی به ماندن ابدی در آن اطمینان دارند و یا دست کم مرگ را فرسنگ ها از خود دورتر می پندارند در حالی که چنین نیست و تضمینی برای هیچ یک از افراد وجود ندارد که لحظه ای بعد در قید حیات باشند و یا اینکه شب قدر دیگری را بتوانند تجربه کنند؛ لذا بر هر انسانی واجب است تا از فرصت های موجود بیشترین بهره را کسب کند. و شب قدر همان فرصتی است که خداوند در اختیار انسان قرار داده تا از آن در جهت تقرب به درگاه الهی استفاده کند و کاهلی انسان در این شب به هر نحو که باشد سرنوشت غم انگیزی برای وی به دنبال خواهد داشت.
و به راستی:
گر گدا کاهل بُود تقصیر صاحب خانه چیست؟
پی نوشت ها
[1]. مكارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، چاپ اول، تهران, دار الكتب الإسلامیة، 1374ش, ج27، ص187
[2]. شاهد این معنى در آیات 3و4 سوره دخان است كه مىفرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ»
[3]. الدخان/4
[4]. الكلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق, الكافی, تصحیح: على اكبر غفارى و محمد آخوندى, چاپ چهارم, تهران, دار الكتب الإسلامیة 1407ه, ج 4 صص158 و 157, ح6
[5]. ر.ک: همان ج 4 ص159 ح9
[6].همچون: صد ركعت نماز, دو ركعت نماز با هفت قل هو اللَّه احد استغفار هفتاد مرتبه قرآن به سر گرفتن هزار بار سوره انا انزلناه فى لیله القدر خواندن, دعاء شریف جوشن و زیارت حضرت ابى عبد اللَّه الحسین علیه السلام و اعمال دیگر
[7].ر.ک: مکارم شیرازی تفسیر نمونه، ج27، صص 192و191
[8]. حر عاملى، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، قم, مۆسسه آل البیت علیهمالسلام قم، 1409 ه, ج10, ص 358, ح13599و ر.ک: همان ح13600 و ح13601
[9]. حرعاملی, وسائلالشیعه ج10 ص305 ح13480
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
همه افراد به نحوی در تلاش هستند تا به آرزوها و خواسته ها و اهدافی که در سر دارند دست پیدا کنند ،برخی به اهداف خود دست پیدا می کنند و برخی دیگر در حسرت رسیدن به آنها عمرخود را سپری و در نهایت با کوله باری از شکست این دنیای خاکی را ترک می کنند.

اما سوال مهمی که دراینجا مطرح می شود این است که برای رسیدن به اهداف،چه عوامل و شرائطی را باید مهیا کنیم تا در سایه سار آنها بتوانیم سرعت خود را برای رسیدن به موفقیت بیشتر کنیم.
در آیات و روایات عوامل متعددی برای موفقیت در ابعاد مختلف زندگی بیان شده است که در میان این عوامل دعا از اهمیت به سزایی برخوردار بوده و می توان با مدیریت صحیح آن تحولات بزرگی را در زندگی فردی و اجتماعی خود به وجود بیاوریم.
متاسفانه یکی از ابعاد مهم دعا که اغلب به دست فراموشی سپرده می شود،سوء مدیریتی است که در آن دیده می شود از این جهت که تنها به یک بعد از آن پرداخته می شود و ابعاد دیگر آن مغفول واقع می شود که این مساله را می توان به وضوح،مخصوصا در اماکن مقدسه مشاهده کرد که بسیاری از افراد برای دست پیدا کردن به حاجت های مادی خود به این مکان های مقدس سفر می کنند و مدیریت دعا در ابعاد معنوی زندگی در جامعه بسیار کم رنگ و یا گاهی رنگ و بوی خود را کاملا از دست داده است.
این در حالی است که در فرهنگ قرآن و روایات اسلامی توجه به تمام ابعاد دعا مورد تاکید قرار گرفته است،بدین معنا که در هنگام دعا تنها به بعد مادی آن اکتفا نکنیم و پیرامون مسائل اخروی و مسائل معنوی نیز دست به دعا برداریم و این همان سبک زندگی قرآنی است که خداوند متعال از آن در زندگی مۆمنین یاد می کند :
«وِمِنْهُم مَّن یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ: و برخى از آنان مىگویند پروردگارا در این دنیا به ما نیكى و در آخرت [نیز] نیكى عطا كن و ما را از عذاب آتش [دور] نگه دار»[بقره:201]
هر كسى كه غنا و بىنیازى بدون مال را بخواهد و آسایش دل از حسد را بخواهد و هر كه بخواهد در دین سالم بماند باید پیش خداى متعال تضرع كند و از او بخواهد كه عقلش را كامل كند، اگر عقل انسان كامل شد این سه خواسته مهم انسان حاصل مىشود
و در مقابل از افرادی که تنها به یک بعد از دعا نگاه می کنند مذمت شده است،چرا که با این سوء مدیریت خود را از بخشی از نعمت های مهم و اساسی محروم می کنند:
«.... فَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا وَمَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ: و از مردم كسى است كه مىگوید پروردگارا به ما در همین دنیا عطا كن و حال آنكه براى او در آخرت نصیبى نیست »[بقره:200]
با توجه به اهمیت شب های قدر و نقش این شب های بی نظیر در زندگی انسان و سرنوشتی که در این شب ها برای افراد رقم می خورد،انسان هایی می توانند از این شب ها نهایت استفاده را داشته باشند که یک مدیریت صحیح و جامع بر مسئله دعا داشته باشند و دعاهای خود را تنها به بعد مادی و اقتصادی زندگی اختصاص ندهند و در کنار این بخش از ادعیه برای اهداف متعالی تر نیز دعا کنند که در این مقاله به بخشی از ادعیه سرنوشت ساز که می تواند تمام ابعاد زندگی ما را تحت تاثیر قرار دهد اشاره می کنیم:
از جمله مهمترین ادعیه بندگان ویژه خداوند درخواست یک نسل صالح و پاک بوده است تا مسیر حق و حقیقت را ادامه بدهند:
وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا: و كسانىاند كه مىگویند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه مایه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان (74 فرقان)
از اهمیت این دعای شریف همین بس که امام سجاد علیه السلام یکی از مناجات های خود با خداوند در صحیفه سجادیه را به دعا برای فرزندانش اختصاص داده است و روش صحیح دعا و توجه به همه ابعاد مادی و معنوی فرزندان را در این دعای شریف به ما آموخته است:

«اللَّهُمَّ وَ مُنَّ عَلَیَّ بِبَقَاءِ وُلْدِی وَ بِإِصْلَاحِهِمْ لِی و بِإِمْتَاعِی بِهِمْ. إِلَهِی امْدُدْ لِی فِی أَعْمَارِهِمْ، وَ زِدْ لِی فِی آجَالِهِمْ، وَ رَبِّ لِی صَغِیرَهُمْ، وَ قَوِّ لِی ضَعِیفَهُمْ، وَ أَصِحَّ لِی أَبْدَانَهُمْ وَ أَدْیَانَهُمْ وَ أَخْلَاقَهُمْ، وَ عَافِهِمْ فِی أَنْفُسِهِمْ وَ فِی جَوَارِحِهِمْ وَ فِی كُلِّ مَا عُنِیتُ بِهِ مِنْ أَمْرِهِمْ، وَ أَدْرِرْ لِی وَ عَلَى یَدِی أَرْزَاقَهُمْ. وَ اجْعَلْهُمْ أَبْرَاراً أَتْقِیَاءَ بُصَرَاءَ سَامِعِینَ مُطِیعِینَ لَكَ، وَ لِأَوْلِیَائِكَ مُحِبِّینَ مُنَاصِحِینَ، وَ لِجَمِیعِ أَعْدَائِكَ مُعَانِدِینَ وَ مُبْغِضِینَ، آمِینَ
اى خداوند،بر من احسان كن و فرزندانم را برایم باقى گذار و شایستگیشان بخش و مرا از ایشان بهرهمند گردان.اى خداوند،براى من،عمرشان دراز نماى و بر زندگانیشانبیفزاى.خردسالشان را پرورش ده.ناتوانشان توانا گردان.تنشان و دینشان و اخلاقشان به سلامت دار.در جانشان و جسمشان و در هر كار ازكارهایشان كه روى در من دارد،عافیت بخش و وظیفه روزى ایشان،براى من و بر دست من پیوسته گردان.
اى خداوند،فرزندان مرا همه نیكان و پرهیزگاران و بینایان قرار ده.و چنان كن كه فرمانهاى تو را بنیوشند و اطاعت كنند،یاران تو را محبانو نیكخواهان و با دشمنان تو دشمنان و كینهتوزان باشند.آمین.»
از جمله دعاهایی که بسیار مشهور است و بر سر زبان هاست،دعا برای عاقبت به خیری است،اما معمولا این دعا بیشتر ناظر به جنبه اقتصادی بوده و برخی عاقبت به خیری را در داشتن یک خانه گران قیمت و یک اتومبیل شیک و ... می دانند،اما در کنار همه این مصادیق عاقبت به خیری و سر انجام نیک جنبه مهمتری نیز داشته و آن سر انجام نیک در دین داری و بندگی خداوند متعال است،چرا که بسیاری از افراد با داشتن سال ها عبادت،سر انجام نیکی در بندگی خداوند کسب نکرده و عاقبت با بندگی شیطان دار فانی را وداع گفتند.
اهمیت این دعا از آنجا روشن می شود که خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن مجید افراد را به مطالعه و دقت در سر انجام گروه های مختلف دعوت کرده است تا با بررسی احوال آنها به عوامل دخیل در سر انجام نیک و یا شر آنها آگاهی پیدا کنند.
و به جهت اهمیت این دعا امام سجاد علیه السلام پیرامون عافیت و سلامتی کامل در ابعاد مادی و معنوی در دعای بیست و سوم از صحیفه سجادیه می فرماید:
«بار خدایا،درود بفرست بر محمد و خاندان او و جامه عافیت خویشبر تن من بپوش و مرا در عافیت خود فروپوشان و در حصار عافیت خودجاى ده و به عافیت خود گرامى دار و به عافیت خود بىنیاز فرماى و عافیت خود به من بخش و عافیت خود به من ارزانى دار و عافیت خود براى من بگستران و عافیت خود در خور من گردان و میان من و عافیتخود در دنیا و آخرت جدایى میفكن.»
اى خداوند،بر من احسان كن و فرزندانم را برایم باقى گذار و شایستگیشان بخش و مرا از ایشان بهرهمند گردان.اى خداوند،براى من،عمرشان دراز نماى و بر زندگانیشانبیفزاى.خردسالشان را پرورش ده.ناتوانشان توانا گردان.تنشان و دینشان و اخلاقشان به سلامت دار.در جانشان و جسمشان و در هر كار ازكارهایشان كه روى در من دارد،عافیت بخش و وظیفه روزى ایشان،براى من و بر دست من پیوسته گردان.
یا هشام! مَن أرادَ الغِنى بلا مالٍ و راحةَ القلبِ من الحسدِ والسلامةَ فی الدینِ فَلْیَتضرعْ الى اللهِ فی مسألتهِ بأن یَكملَ عقله، فمن عَقلَ قَنعَ بما یَكفیه و مَن قَنعَ بما یكفیه اِستغنى ومَن لمْ یَقنعْ بما یكفیه لم یدرك الغنى أبداً.
هر كسى كه غنا و بىنیازى بدون مال را بخواهد و آسایش دل از حسد را بخواهد و هر كه بخواهد در دین سالم بماند باید پیش خداى متعال تضرع كند و از او بخواهد كه عقلش را كامل كند، اگر عقل انسان كامل شد این سه خواسته مهم انسان حاصل مىشود. (تحف العقول:صفحه 388)
خلاصه کلام آنکه این ها بخشی از مهمترین دعاهایی بود که می تواند زندگی ما دستخوش تحول کند و شب های قدر فرصت مناسبی برای درخواست عقل کامل و فرزندانی صالح و سر انجام نیک از خداوند متعال است تا با اجابت این ادعیه یک سال سرشار از موفقیت را برای خود و جامعه رقم بزنیم.
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور

شب قدر، شبی است بزرگ. شبی که صاحب دلان در طول سال انتظار رسیدنش را می کشند. شبی که به گفته قرآن ملائکه از آسمان به زمین می آیند و تقدیر یک سال دیگر، برای بندگان رقم می خورد. شبی که می توان آن را آغازی نو دانست.
از همین رو در روایات اسلامی تأکیدات فراوانی بر بزرگداشت این شب عظیم به وسیله شب زنده داری، مناجات، خواندن قرآن و ادعیه، برپا داشتن نمازهای مستحبی و قرآن بر سر نهادن شده است. لکن باید توجه داشت که انجام این سنت های نیکو لطمه ای بر واجبات نزند و خسرانی جبران ناپذیر را به دنبال نداشته باشد. برخی از واجباتی که گاه در این شب مورد غفلت واقع می شوند در این مجال بررسی خواهند شد.
معمولا چند ساعتی تا نماز صبح باقی است که شب زنده داران به خانه بازمی گردند و پس از خوردن سحری خواب بر چشمانشان مستولی می گردد. این بهترین زمان برای شیطان است تا دست به کار شده و اجر شب زنده داران را ضایع کند. فرصتی مناسب برای ترک واجب به بهانه انجام مستحب. و بدا به حال کسانی که فریب شیطان را خورده و نتوانند بر خواب خوش چیره شوند. این در حالی است که صاحب لیالی قدر، امام علی (علیه السلام) در آخرین وصایای خویش به امام حسن (علیه السلام) فرمودند: «فرزندم ! تو را وصیت می کنم به نماز اول وقت».[1] و در این میان نماز صبح جایگاهی شریف تر از سایر نمازها دارد. در روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمده است: «کسی که نماز صبح نخواند قرآن از او بیزار است».[2]
شب قدر حال و هوایی دیگر دارد. هر کس دوست دارد به مکانی خاص رفته و با افرادی که می پسندد همنشین گردد. این شور و اشتیاق به ویژه در جوان ها رنگ و بویی دیگر دارد. در این میان والدین به دلائل گوناگون ممکن است با برخی از علائق فرزندان خویش مخالفت نمایند. به آن ها اجازه ندهند به تنهایی به هیئت بروند یا آنکه از آن ها بخواهند تا پاسی از شب نگذشته به خانه برگردند. شاید برخی از والدین به دلیل کهولت سن یا بیماری، توان شرکت در مراسم را نداشته باشند به همین خاطر از فرزندان خویش می خواهند در خانه مراسم را به جا آورند. در این میان مخالفت فرزندان با آنان امری غیرقابل قبول در محضر حضرت حق خواهد بود چرا که وظیفه فرزندان در قبال والدین بسیار سنگین است.
اسلام نیکی به پدر و مادر را در کنار عبادت خداوند قرار داده است و از مسلمین می خواهد تمام توان خویش را برای پاسداری از حقوق آنان به پا دارند. در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «گناهى كه مانع استجابت دعا مى شود و زندگى را تیره و تار مى كند، نافرمانى از پدر مادر است».[3] مگر نه اینکه در شب قدر دست نیاز به سوی بی نیاز بلند می گردد تا حاجات مادی و معنوی برآورده به خیر گردد؟! پس اعمال این شب با نارضایتی والدین تباه خواهند شد. امام هادی(علیه السلام) می فرمایند: «آزردن و نافرمانى پدر و مادر، ندارى مى آورد و به خوارى مى كشاند».[4]
برخی از افراد پس از دیدن دوست و آشنا فراموش می کنند برای چه امری در این مجلس حضور یافته اند. از یاد می برند که در مکانی عمومی حضور دارند. جایی که دیگران برای به دست آوردن آرامش از دست رفته در طول سال، بدان پناه برده اند. همهمه و سر و صدا، به ویژه در هنگام سخنرانی ها، یکی از بزرگ ترین مشکلات در مجالس مذهبی است که منجر به ضایع شدن حقوق دیگران می گردد. حقی که خدا آن را نمی بخشد
اصولا در هنگام برگزاری مراسم های مذهبی، گروه زیادی از افراد، در مکانی محدود، کنار یکدیگر می نشینند و به انجام فرائض دینی مشغول می شوند. این با هم بودن به خودی خود بسیار زیباست و وحدت و یکدلی امت اسلامی را یادآور می شود و می تواند سبب ایجاد دوستی ها و مودت های فراوانی گردد. بسیاری از افراد پس از مدت ها یکدیگر را در این مجالس می بینند. دیدارها تازه می شود و دل ها شاد می گردد. اما باید توجه داشت که این برکات، آسیب هایی را نیز با خود به همراه خواهد داشت که توجه به آن ها ضروری است. برخی از افراد پس از دیدن دوست و آشنا فراموش می کنند برای چه امری در این مجلس حضور یافته اند. از یاد می برند که در مکانی عمومی حضور دارند. جایی که دیگران برای به دست آوردن آرامش از دست رفته در طول سال، بدان پناه برده اند. همهمه و سر و صدا، به ویژه در هنگام سخنرانی ها، یکی از بزرگ ترین مشکلات در مجالس مذهبی است که منجر به ضایع شدن حقوق دیگران می گردد. حقی که خدا آن را نمی بخشد. حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «اما ظلمی كه بخشوده نمی شود ظلمی است كه بعضی از بندگان خدا بر بعض دیگر می كنند».[5]
و در روایت دیگری آن حضرت حتی ادای حق الناس را از حق الله مهم تر دانسته و می فرماید: «خداوند حقوق بندگانش را مقدم بر حقوق خود قرار داده و كسی كه حقوق بندگانش را رعایت كند حقوق الهی را نیز رعایت خواهد كرد».[6]

یکی از امور شایع در شب های قدر، و به طور کلی هیئات مذهبی، آن است که مادران فرزندان نوزاد و خردسال خویش را با خود به مجالس می آورند بی آنکه توجهی به وضعیت روحی فرزند و میزان تاب و توان آن داشته باشند. برخی از نوزادان و کودکان توان تحمل جمعیت زیاد را ندارند و در مجالس شلوغ بی تاب گشته و شروع به گریه می کنند که نتیجه آن چیزی جز آزار خود کودک، مادر و سایرینی که در مجلس حضور یافته اند نخواهد بود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به یاران خویش توصیه می نمودند: «فرزندان خود را به كسب سه خصلت تربیت كنید: دوستى پیامبرتان و دوستى خاندانش و قرائت قرآن».[7] اما در کنار آن به آنان سفارش می نمودند آنچه را که انجام آن برای کودک سنگین و طاقت فرساست از او نخواهند.[8]
حضور در این مجالس به همراه کودکانی که تحمل فضا را ندارند نه تنها فایده ای نخواهد داشت بلکه ممکن است منجر به دوری و انزجار آن ها از این مراسم ها شده و خاطراتی بد را برایشان به همراه داشته باشد. مادران و پدران باید توجه داشته باشند که عبادت و راز و نیاز با خداوند مکان بردار نیست. هرکس در هر مکانی می تواند روی به سویش آورده و با او نجوا کند. چه بسا ثواب مادرانی که به منظور رعایت حال فرزندان، در خانه و از طریق رادیو و تلویزیون به انجام این سنت اقدام می کنند عظیم تر از سایرین باشد چرا که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده اند: «هر كس كودك گریان خود را راضى كند تا آرام شود، خداوند از بهشت آنقدر به او مىدهد تا راضى شود».[9]
البته پسندیده بود اگر در مکان های برگزاری مجالس، جایی را برای مراقبت از کودکان قرار می دادند تا هم والدین با آسایش خیال به عبادت بپردازند و هم کودکان از این مجال برای بازی استفاده کرده و خاطره ای خوش در ذهنشان به جای گذارد.
زمانی که انسان قرار است در مکانی عمومی حضور یابد بایستی نکات مربوط به نظافت فردی و عمومی را به خوبی رعایت نماید. پوشیدن لباس های تمیز، مسواک نمودن دهان و جلوگیری از ریختن زباله، هر چند کوچک و ناچیز، در مکان از امور مهمی است که توجه بدان ها به ویژه برای شب زنده داران اهمیتی بسیار زیاد دارد. هر کس باید خود را به رعایت این امور مقید سازد تا همگی بتوانند در محیطی سالم به انجام مناسک مذهبی بپردازند. امام رضا (علیه السلام) نظافت را در شمار اخلاق انبیا دانسته اند[10] و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده اند: «خداوند زیباست و زیبایى را دوست دارد، بخشنده است و بخشش را دوست دارد، پاكیزه است و پاكیزگى را دوست دارد».[11]
پی نوشت ها :
[1]. میزان الحکم/ج 4/ص 3539.
[2]. اسرار الصلاه، ص 34.
[3]. علل الشرایع ج 2، ص 584.
[4]. بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 71 ، ص 84.
[5]. نهج البلاغه، خطبه 175.
[6]. میزان الحكمه، ج 2، ص 480.
[7]. كنزالعمال، ج16، ص456، ح45409.
[8]. کافی، ج 6، ص50.
[9]. الفردوس، ج3، ص549، ح5715.
[10]. كافى، ج 5، ص 567، ح 50.
[11]. نهج الفصاحه، ح 690.
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: ذکر «سبحان الله و الحمد الله و لا اله الاّ الله و الله اکبر» را زیاد بگویید.چون در قیامت این اذکار با گروهی از فرشتگان و محافظ از پیش رو و پشت سر خواهند آمد. و این اذکار باقیات و صالحات می باشند.

ذکر خدا در هر حال و به هر شکل و لفظ ، سازنده و هدایتگر و نورانی کننده جان و دل مؤمن است .
ذکر باید متناسب با حال و شرایط روحی و معنوی ذاکر باشد . برای برخی افراد تهلیل (لا اله الا الله) و برای برخی تسبیح ( سبحان الله) و برای برخی تحمید (الحمد لله) و برای عده ای استغفار (استغفرالله ربی و اتوب الیه) و برای دیگران صلوات مناسب و مفید است .
علما در دستورالعمل هایی که داده اند اذکار مختلف را برای افراد مختلف توصیه کرده اند. به عنوان نمونه ، حضرت آیة الله بهجت (ره) در علاج برخی بیماری های روحی ذکر های ذیل را معرفی می کردند.
اِکثار حوقله (زیاد گفتن: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم) جهت علاج غرور سودمند است.
اِکثار تهلیل (زیاد گفتن: لا إله إلاّ الله)، علاج وسواس است.
همچنین زیاد گفتن (لا إله إلاّ الله) جهت جمع شدن فکر مناسب است.
با عقیده کامل، زیاد صلوات فرستادن (أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد) علاج عصبانیت است.
با عقیده کامل، اِکثار حوقله (یعنی زیاد بگوید: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله) جهت دوری از ریا مفید است.
ذکر ایام هفته، از اذکار معتبر است که می توانید هر روز بگویید :
شنبه : 100 مرتبه یارب العالمین
یکشنبه : 100 مرتبه یا ذاالجلال والاکرام
دوشنبه : 100 مرتبه یا قاضی الحاجات
سه سنبه : 100 مرتبه یا ارحم الراحمین
چهار شنبه : 100 مرتبه یا حی یا قیوم
پنجشنبه : 100 مرتبه لا اله الا الله الملک الحق المبین
جمعه : 100 مرتبه اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
لا إلهَ إلاّ اَنت سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین. (انبیاء/ 87)
معبودی جز تو نیست، منزهی تو، راستی که من از ستمکاران بوده ام.
نتیجه ذکر یونسیه در خود قرآن منصوص است:
وَ نَجَّینَاهُ مِنَ الغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنجِی المُومِنین.(انبیاء/ 88)
و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را چنین نجات می دهیم.
در روایت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به اصحابشان فرمودند: آیا می خواهید شما را به بهترین و پاکیزه ترین کارهایتان نزد پروردگارتان، و رفعت دهنده ترین اعمال در درجات معنویات، و آنچه برای شما بهتر از درهم و دینار است، و آنچه بهتر از روبرو شدن با دشمنان و مقابله با آن هاست، راهنمایی کنم؟ همگی گفتند: آری ای رسول خدا صلی الله علیه و آله، ایشان فرمودند: آن ذکر کثیر خداوند متعال است. (سفینة البحار ج 3/ص 200)

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: پنج چیز است که چقدر در میزان سنگین اند؛ گفتن سبحان الله و الحمد الله و لا اله الاّ الله و اللّه اکبر و فرزند شایسته ای است که از مسلمانی بمیرد و او در مرگ آن فرزند دامن صبر از دست ندهد و به حساب خداوند منظور بدارد. (خصال،شیخ صدوق،ص 295,)
امام صادق علیه السلام فرمودند: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: ذکر «سبحان الله و الحمد الله و لا اله الاّ الله و الله اکبر» را زیاد بگویید. چون در قیامت این اذکار با گروهی از فرشتگان و محافظ از پیش رو و پشت سر خواهند آمد. و این اذکار باقیات الصالحات می باشند.( ثواب الاعمال ،شیخ صدوق،ص 9)
شخصی از امام علی علیه السلام درباره تفسیر «سبحان الله» پرسید. امام فرمودند: این ذکر تعظیم و منزه دانستن خداوند است از آنچه مشرکین می گویند. و اگر بنده ای آن را بگوید؛ تمام ملائکه بر او صلوات می فرستند.
امام صادق علیه السلام فرمودند: ابلیس گفت: پنج کار است که در آن ها من هیچ حیله ای ندارم و سایر مردم در قبضه من هستند:…و کسی که زیاد در روز و شب تسبیح سبحان الله می گوید و …( خصال،شیخ صدوق،باب خصلت های پنج گانه)
امیرالمؤمنین علیه السلام: هرکس روزی سی مرتبه تسبیح (سبحان الله) بگوید: خداوند هفتاد نوع بلا که کمترین آن ها فقر است را از وی دفع می نماید.( سفینة البحار،ج 3 ،ص 202)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: خداوند فرمود: (لا اله الاّ الله) قلعه من است و هرکس در آن داخل شود، از عذاب من در امان است.( همان)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: کلمه (لا اله الاّ الله)بهاء و قیمت بهشت است.( ثواب الاعمال،شیخ صدوق،ص 3)
امام صادق علیه السلام فرمودند: ذکر (لا اله الله و الله اکبر) را زیاد بگوئید، چون در نزد پروردگار چیزی از این دو ذکر محبوب تر نیست.( همان،ص 5)
از ائمه سفارش به زیاد گفتن (الحمد الله) در همه حالات اعم از نعمت یا مصیبت شده است.( سفینة البحار،ج 3،ص 205ـ 207)
امام باقر و صادق علیهماالسّلام فرمودند: هر کس(الحمد الله کما هو اهله) بگوید، نویسندگان آسمان ها مشغول می گردند.( همان)
در فضیلت این ذکر آمده است که آن از گنج های بهشت است. و شفای از نود و نه بیماری و درد است که کمترین آن ها همّ و گرفتاری است.
امام صادق علیه السّلام فرمودند: اگر غم ها پیوسته به تو روی آورد، پس بگو (لا حول و لا قوّة الاّ بالله). و نیز روایت شده است فرزند یکی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله به اسارت دشمن در آمد. وی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و از این غم شکایت نمود. رسول خدا صلی الله علیه و آله به او امر کردند که زیاد و در همه حال ذکر (لا حول و لا قوّة الاّ بالله) بگوید او نیز اطاعت کرد و پس از مدّتی پسرش به همراه صد شتر در هنگامی که مشرکان از وی غافل شده بودند، بازگشت .( سفینة البحار،ج 3 ،ص 207)
یکی دیگر از ذکرهای بسیار مهم استغفار است که مشهورترین صیغه آن (استغفر الله ربی و اتوب الیه) که از آثار آن بخشش گناهان، گشایش در رزق و حتّی سبب بچه دار شدن است.( مفاتیح الجنان و باقیات الصالحات)
نکته قابل توجه این که آنچه در بحث ذکر مهّم و در درجه بالاتری از نظر کیفیت است ذکر قبلی است نه ذکر لسانی بدون توجّه. و دیگر آن که این ذکر گفتن لطمه ای به سیر طبیعی زندگی ما نزند و ما تنها برای قرب الهی و زنده نگه داشتن یاد خدا در تمام ساعات و حالات عمر خویش به آن بپردازیم نه کسب قدرت ها و ارضای هواهای نفسانی که امری ناپسند و مذموم است.
فرآوری : زهرا اجلال
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
آثار اسم اعظم بطور مشروح«الله»:
سید بن طاوس قدس سره فرماید این نوع دعا از دعوات مستجابه است در شداید وحبس ها عمل کند تا مقرون باجابت شود.
در شبانه روزی هزار مرتبه «یاالله یاهو»گوید،علاوه خدا اورا از اهل یقین گرداند وبدرجه موحدین میرسد وآنچه خواهد برای او افاضه گردد.
برای آنکه الله اسم ذات است واسم اعظم است اهل تحقیق اسم اعظم اسمی را گویند که اگر حرفی را از آن برداری همان الله باشد اگر بدون تشدید وبدون الف وسط ویک لام از او بیفکنی اله میشود واگر الف ودو لام را حذف کنی هو میشود که اسم اعظم دانسته اند.
دلایل بسیاری ذکر کرده اند وآیاتی از قرآن مجید استخراج کرده اند وگفته اند اسم اعظم آنست که ابتداء آن الله وانتهایش هو باشد وآن کلمات را نقطه نباشد اگرز معرب یا غیر معرب نویسند همان است که قرائت میشود وغیر آن نمیشود تلفظ نمود.
در قرآن مجید پنج محل اینچنین آمده:
1-در سوره بقره الله لا اله الاهو.
2-در سوره آل عمران الله لا اله الا هو.
3-در سوره نساء الله لا اله الا هو لیجمعنکمالی یوم القیمة لا ریب فیه ومن اصدق من الله حدیثاً.
4-در سوره طه الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنی.
5-در سوره تغابن الله لا اله الا هو وعلی الله فلیتو کل المؤمنون.
شیخ عبد المجید مغربی در کتاب ذکر الاعلی فی خواس الاسماء فرموده است که هر کس این آیه را ورد خود سازد وهر روز یازده مرتبه بخواند بهر مهم کلی وجزئی فایق گردد.
دیگر آنکه در قرآن یک آیه یافتم که دو کلمه است ودو اسم ونقطه ندارد واگر بااعراب بخوانند یا بی اعراب خوانده میشود وهر یک اسم اعظمست وآن در سوره توحید است وعبارتست از:
«الله الصمد»
یکی از بزرگان اینعلم شریف فرموده که بقلم یکی از اعاظم دیده ام هر کسی را مشکلی روی آورد یا حادثۀ بدی رخ دهد یا امری که بیم هلاکت بود برای رفع آن در یک مجاس یک هزار ویک مرتبه سوره اخلاص(قول هو الله احد)بخواند نجات یابد.
چنانکه این حقیر را رفیقی بود که دائم با مردم ناباب می نشست هر چند نصیحتش کردم قبول نکرد تا از طرف حکومت او را توقیف کردند و«بیگناه»متهمش کردند وحکم اعدامش را در گفتگو بودند بیکی از کسانش گفتم اورا بگو با هیچکس سخن نگوید وهزار مرتبه الله الصمد بگوید واگر ناقص بماند مهلت خواسته اینعدد راباتمام رساند،رفته وگفته بود در همان روزها خبر خلاصی او را در جراید خواندم ونجات یافت البته برای کسی که «بیگناه»باشد اثر دارد.
چندین مرتبه تأثیر این دو اسم مبرهن شده است وحتماً باید هزار ویکبار در یک مجلس خوانده شود.
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
|
بهترين شب براي ذكر صلوات در اردوگاه هاي عراق، شب هاي قدر بود |
||||||||
|
|
بيشتر اسرا در ماه مبارك رمضان وقت خود را به قرائت قرآن و يادگيري آيات اختصاص مي دادند.
در اردوگاه كساني بودند كه سواد خواندن قرآن را نداشتند اما بعد از گذراندن دوره هاي آموزشي مي توانستند به خوبي قرآن را قرائت كنند.
بهترين شب براي ذكر صلوات در اردوگاه، شب هاي قدر بود، در شب هاي قدر عراقي ها ۱۰ دقيقه بعد از اذان اعلام خاموشي مي كردند و سربازها نيز پشت در و پنجره آسايشگاه كشيك مي دادند. همه اسرا مجبور بودند در يك ساعت خاص بخوابند.
به اين دليل در شب هاي قدر اجازه انجام اعمال خاصي مانند نماز شب و خواندن دعاي جوشن كبير را نداشتيم، لذا بهترين كاري كه مي شد انجام داد، ذكر صلوات و ديگر اذكار بود. شب ها نيز بعد از خاموشي بايد به صورت دراز كش و بدون هيچ روشنايي آيات و دعاهايي را كه حفظ بوديم مي خوانديم.
شب قدر اوج معنويت رمضان است، شبي كه زندگي مومن در آن سراسر رنگ خدا مي گيرد.
شب قدر از شب هاي مقدس و متبرك اسلامي است و خداوند در قرآن مجيد از آن به بزرگي ياد كرده و سوره اي نيز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است.
در تمام سال شبي به خوبي و فضيلت شب قدر نمي رسد؛ اين شب، شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائكه و روح نيز نام گرفته و عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است.
در شب قدر مقدرات يك سال انسان ها و روزي ها، عمرها و امور ديگر مشخص مي شود و ملائكه در اين شب بر زمين فرود مي آيند و نزد امام زمان (عج) مي روند و آنچه را براي بندگان مقدر شده بر ايشان عرضه مي دارند.
احيا و شب زنده داري، تلاوت قرآن، مناجات، غسل شب قدر، قرآن بر سرگرفتن، عبادت، استغفار و توبه در اين شب بسيار توصيه و تأكيد شده است.
اساساً قدر به معناي اندازه گذاري است و به بيان روشن تر در اين شب حوادث و اتفاقات مانند مرگ و زندگي، سعادت و شقاوت، رزق و روزي و ... براي انسان ها و حوادث طبيعي جاري شدن سيل، وقوع زمين لرزه و... در رابطه با ساير كاينات معين و مشخص مي گردد، آيه شريفه سوره دخان نيز در توصيف شب قدر اين مطلب را تأييد مي كند.
شب قدر از هزار ماه بهتر است، فرشتگان و روح در اين شب به اذن پروردگار خود، براي تقدير هر كاري نازل مي شوند و اين شب انباشته از سلامت، بركت و رحمت تا طلوع صبح است.
نزول قرآن، رقم خوردن سرنوشت، نزول ملائكه، برتر از هزار ماه بودن، قلب رمضان و آمرزش گناهان از ويژگي ها و فضايل شب قدر بر ساير شب ها است.
يكي از ويژگي ها و امتيازات شب قدر اين است كه قرآن، كتاب هدايت و راهنماي بشر و معجزه جاويد پيامبر اعظم (ص) در اين شب نازل شده كه سه آيه از قرآن كريم اين مطلب را تاييد مي كنند، نخست آيه نخست سوره «قدر»، دوم آيه سوم سوره «دخان» و سوم آيه ۱۸۵ سوره «بقره» است.
از روايات اسلامي استفاده مي شود كه نه تنها قرآن بلكه همه كتاب هاي آسماني در ماه مبارك رمضان نازل شده اند.
از ديگر ويژگي ها و خصوصيات شب قدر اين است كه در اين شب مقدرات و سرنوشت انسان ها از قبيل مرگ و زندگي، وسعت يا تنگي روزي، خير و شر و... به مدت يك سال تعيين مي شود.
نزول ملائكه و فرشتگان از ديگر ويژگي هاي شب قدر است، بر اساس آيه شريفه «تنزل الملائكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر» فرشتگان و روح در شب قدر به اذن پروردگارشان براي تقدير هر كار نازل مي شوند.
بعضي از ايام سال هستند كه در نزد خداوند ارزش و جايگاه والايي دارند كه شاخص ترين آن ها شب قدر است، شبي كه به اندازه يك عمر ارزش دارد.
شب قدر فرصتي است زرين و طلايي براي شست و شوي آينه دل، اين شب بهترين فرصت است تا خوبي ها را جايگزين بدي ها، صلح و صفا را جايگزين اختلاف و تفرقه، احسان و نيكي را جايگزين ظلم و ستم.
نوشتاري از اكبر شوخ چشم
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
برای اجابت دعا در شب قدر باید کارهایی کرد و به کسانی متوسل شد که خداوند به ما نگاه کند و دعاهایمان را اجابت نمایداز جمله آنها عبارتند از:
الف ـ تأكید بر دعا در شب قدر
الإقبال ـ به نقل از حمّاد بن عثمان ـ :شب بیست و یكم ماه رمضان ، خدمت امام صادق علیه السلام وارد شدم. به من فرمود:
«اى حمّاد! غسل كرده اى؟»
گفتم: آرى ، فدایت شوم.
پس ، حصیرى طلبید. سپس فرمود:«كنار من بیا و نماز بخوان».
امام علیه السلام همواره نماز مى خواند و من نیز كنار او نماز مى خواندم ، تا آن كه از همه نمازهایمان فارغ شدیم. سپس شروع كرد به دعا كردن.
من نیز دعاى او را آمین مى گفتم ، تا آن كه سپیده دمید. اذان و اقامه گفت و بعضى از فرزندان نوجوان خود را صدا زد.
ما پشت سرش ایستادیم و او جلو رفت و براى ما نماز صبح را به جماعت خواند. 1
ب ـ دعاهاى شب قدر
المعجم الأوسط ـ به نقل از عبد اللّه بن یزید ـ عایشه گفت: اى پیامبر خدا! اگر شب قدر را درك كردم ، از خدا چه بخواهم؟
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «از او عافیت بخواه » . 2
الإقبال ـ در بیان دعاى امام حسن مجتبى علیه السلام :
«اى آن كه در آشكارى اش پنهان است! اى آن كه در نهان بودنش آشكار است! اى پنهانى كه نهان نیست! اى آشكارى كه دیده نمى شود!
اى آن كه هیچ توصیفگرى به حقیقتِ هستى اش نمى رسد و به حدّى محدود نیست! اى غایبى كه گم شده نیست!
اى حاضرى كه دیده نمى شود : طلبش مى كنند و به او مى رسند ؛ آسمان ها و زمین و آنچه میان آنهاست ، حتّى چشم بر هم زدنى ، تهى از او نیست ؛ نه به چگونگى، درك مى شود و نه به كجایى ، جایى براى او بیان مى گردد! تو فروغ فروغ ها و پروردگار پروردگارانى. تو بر همه چیز ، احاطه دارى.
منزّه است آن كه چیزى همچون او نیست ، و او شنواى بیناست. منزّه است آن كه این گونه است و جز او چنین نیست.»3
سپس هر چه خواستى دعا مى كنى و از او مى خواهى.
امام صادق علیه السلام در حدیث خود فرموده است كه دعاى دعاكننده ، مستجاب و حاجت هایش برآورده مى شود
ج ـ واسطه قرار دادن قرآن
امام باقر علیه السلام: « در سه شب از ماه رمضان ، قرآن را [ به دست] مى گیرى ، باز مى كنى و جلوى روى خود قرار مى دهى و مى گویى:
« خداوندا! تو را به كتابِ نازل شده ات مى خوانم و به آنچه در آن است ـ و نام بزرگ تر و نام هاى نیكوتر تو و آنچه مایه بیم و امید است ، ـ كه مرا از آزادشدگانِ خودت از آتش قرار دهى» و براى هر نیازى كه به نظرت مى رسد ، دعا مى كنى» 4
د ـ واسطه قرار دادن قرآن و اهل بیت علیهم السلام
الإقبال ـ به نقل از امام صادق علیه السلام ـ :قرآن را بگیر و آن را بر سرت بگذار و بگو :
«خداوندا! به حقّ این قرآن و به حقّ آن كه او را با قرآن مبعوث كردى و به حقّ هر مؤمنى كه در قرآن او را ستوده اى و به حقّى كه بر آنان دارى ـ و هیچ كس به حقّ تو ، آشناتر از خودت نیست ـ ، تو را قسم مى دهم ، به خودت ، اى خداوند! (ده بار) سپس مى گویى :
«به حقّ محمّد (ده بار) ، به حقّ على (ده بار) ، به حقّ فاطمه (ده بار) ، به حقّ حسن (ده بار) ، به حقّ حسین (ده بار) ، به حقّ على بن حسین(ده بار) ، به حقّ محمّد بن على (ده بار) ، به حقّ جعفر بن محمّد (ده بار) ، به حقّ موسى بن جعفر (ده بار) ، به حقّ على بن موسى (ده بار) ، به حقّ محمّد بن على (ده بار) ، به حقّ على بن محمّد (ده بار) ، به حقّ حسن بن على (ده بار) ، به حقّ حجّت (ده بار) » و حاجت خویش را مى طلبى .
امام علیه السلام در حدیث خود فرموده است كه دعاى دعاكننده ، مستجاب و حاجت هایش برآورده مى شود.
5
امام كاظم علیه السلام: قرآن را در دستت بگیر و آن را بالاى سرت ببر و بگو:
« خداوندا! به حقّ این قرآن ، و به حقّ آن كه او را با قرآن به سوى بندگانت فرستادى ، و به هر آیه اى كه در قرآن است و به حقّ هر مؤمنى كه او را در قرآن ستوده اى و به حقّ او بر تو ـ كه هیچ كس به حقّ او داناتر از تو نیست ، اى سرورم ، اى سرورم ، اى سرورم! خداوندا ، خداوندا ، خداوندا! (ده بار) و به حقّ محمّد (ده بار) و به حقّ هر امام (ده بار) و امامان را مى شمارى تا به امام زمانت برسى.» به یقین ، از جاى خود بر نمى خیزى ، مگر آن كه حاجتت برآید و كارت برایت آسان شود !6
زیارت امام حسین (علیه السلام)
امام صادق علیه السلام: « هر گاه شب قدر شود ـ كه در آن ، هر كار حكمت آمیزى فیصله مى یابد ـ ، آن شب، منادى از دل عرش بانگ بر مى آورد كه: «خداوند ، هر كس را امشب به زیارت قبر حسین علیه السلام آمد ، آمرزید».7
...........................................................................................
1- الإقبال : ج 1 ص 366 ، بحار الأنوار : ج 98 ص 157 ح 4 .
2- المعجم الأوسط : ج 3 ص 66 ح 2500 ؛ مستدرك الوسائل : ج 7 ص 458 ح 8654 نحوه .
3- الإقبال : ج 1 ص 382 ، بحار الأنوار : ج 98 ص 165 ح 5 وفیه «دعاء علیّ بن الحسین علیهماالسلام» .
4- الإقبال : ج 1 ص 346 ، بحار الأنوار : ج 98 ص 146 و ج 97 ص 4 ح 5 .
5- الإقبال : ج 1 ص 346 ، بحار الأنوار : ج 98 ص 146 .
6- الإقبال : ج 1 ص 347 ، بحار الأنوار : ج 98 ص 146 .
7- تهذیب الأحكام : ج 6 ص 49 ح 111 ، بحار الأنوار : ج 98 ص 166 ح 5 .
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
شب قدر، شبی است که در تمام سال هیچ شبی به فضیلت آن نمی رسد و عمل در شب قدر بهتراز عمل در هزار ماه است.
در شب قدر برنامه های یک سال هر کس مقدر می گردد . درشب قدر ملائکه و روح که اعظم ملائکه است به اذن پروردگار، خدمت امام زمان علیه السلام مشرف می شوند و مقدرات هر کس را به امام عرضه می دارند.
اعمال شب قدر به دو گونه اعمال مشترک و اعمال مخصوص تقسیم می شود.
اعمال مشترک شب های قدر
1- مقارن غروب آفتاب شب قدر غسل شود.
2- در شب قدر دورکعت نماز اقامه شود، در هر رکعت بعد از حمد ، هفت مرتبه سوره توحید خوانده شود. بعد از نماز هفتاد بارذکر " استغفرالله و اتوب الیه" گفته شود.
3- قرآن به سرگرفتن در شب قدر و خدا را به چهارده مصوم سوگند دادن .
4- خواندن زیارت امام حسین علیه السلام در شب قدر.
5- احیای این شبها.
6- یکی دیگر از اعمال شب قدر اقامه صد رکعت نماز به صورت دورکعتی وافضل آن است که درهر رکعت بعد از حمد ، ده مرتبه سوره توحید خوانده شود.
7- یکی دیگر از اعمال شب قدر خواندن دعایی از امام زین العابدین علیه السلام که درمفاتیح الجنان آمده است.اللهم انی امسیت لک عبداً...
8- قرائت دعای جوشن کبیر در شب قدر.
9- طلب آمرزش از خدای متعال . و در خواست از خدا جهت نیازهای دنیا و آخرت.
10- ذکر گفتن و صلوات بر محمد وآل محمد علیهم السلام.
اعمال مخصوص شب نوزدهم
1- صد بار ذکر " استغفرالله ربی واتوب الیه ".
2- صد بار ذکر " اللهم العن قتلة امیرالمومنین"
3- دعای اللهم اجعل فیما تقضی و تقدر من الامر المحتوم ...
1- دعای اللهم صل علی محمد وال محمد و اقسم لی حلما یسد عنی باب الجهل ... .
2- لعن بر قاتل امیرالمومنین.
3- زیارت حضرت علی علیه السلام.
1- تلاوت سوره های عنکوبت و روم که امام صادق علیه السلام فرمود: که تلاوت کنند که این دو سوره دراین شب از اهل بهشت است.
2- قرائت سوره های ... .
3- هزار مرتبه سوره قدر.
4- خواندن و تکرار دعای اللهم کن لولیک حجة ابن الحسن ... .
5- دعای اللهم امددلی فی عمری واوسع لی فی رزقی ... .
6- تلاوت قرآن کریم به هر مقدار که توانستی .
7- دعاوی " یا باطنا فی ظهوره و یا ظاهراً فی بطونه... .
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
خواندن سورة قدر قبل از افطار و سحر
در روایت آمده:کسی که در وقت افطار وسحر سوره قدر بخواند.در ملبین این دو وقت.اجرشهید در راه خدا راخواهد داشت
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
حقیقت شب قدر :

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازهگیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازهگیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)
بنابر دیدگاه حکمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازهاى خاص دارد و هیچ چیزى بىحساب و کتاب نیست. جهان حساب و کتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.
استاد مطهرى در تعریف قدر مىفرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت که حدود و اندازه و موقعیت مکانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یک کلام، «قدر» به معناى ویژگىهاى طبیعى و جسمانى چیزهاست که شامل شکل، حدود، طول، عرض و موقعیتهاى مکانى و زمانى آنها مىگردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمىگیرد.
این معنا از روایات استفاده مىشود؛ چنان که در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشىء، طوله و عرضه»؛ «اندازهگیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)
در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مىشود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مىگردد. امام باقر علیه السلام مىفرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بکذا و کذا و فى امر الناس بکذا و کذا؛ در شب قدر به ولى امر (امام هر زمان) تفسیر کارها و حوادث نازل مىشود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مىشود.»
بنابراین، معناى تقدیر الهى این است که در جهان مادى، آفریدهها از حیث هستى و آثار و ویژگىهایشان محدودهاى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى که علتها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگىهاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالبهایى از داخل و خارج، اندازهگیرى و قالبگیرى مىشود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شکل، رنگ، موقعیت مکانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگىهاى مادى آن به شمار مىآید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستىشان است که براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالبگیرى شدهاند. (8)
اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یکدیگر و این که هر حادثهاى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.
(9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حکمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شکل و خصوصیت زمانى و مکانى و سایر خصوصیات وجودىاش را از علل متقدمه خود کسب کرده است و یک پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)
اما علل موجودات مادى ترکیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است که هر یک تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شکل مىدهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، کنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مىشود و معلول خود را ضرورت و وجود مىدهد که از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مىشود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد که عوارض و ویژگىهاى وجودىاش را مىسازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مىشود.
با روشن شدن معناى قدر، امکان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مىشود. شب قدر شبى است که همه مقدرات تقدیر مىگردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازهگیرى مىشود.
به عبارت روشنتر، شب قدر یکى از شبهاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یکى از شبهاى نوزدهم یا بیست و یکم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارک رمضان است.(11) در این شب - که شب نزول قرآن به شمار مىآید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثهاى که در طول سال واقع مىشود، تقدیر مىگردد.(12) شب قدر همیشه و هر سال تکرار مىشود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیکویى سرنوشت یک ساله بسیار مؤثر است.(13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مىشود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مىگردد. امام باقر علیه السلام مىفرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بکذا و کذا و فى امر الناس بکذا و کذا؛ در شب قدر به ولى امر (امام هر زمان) تفسیر کارها و حوادث نازل مىشود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مىشود.»(14)
پس شب قدر شبى است که:
1. قرآن در آن نازل شده است.
2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مىشود.
3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به کارهایى مىگردد.
بنابراین، مىتوان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازهگیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است.
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
اذكار و ادعيه شب قدر بنا به گفته حجت الاسلام و المسلمين دكتر عابدي (استاد حوزه و دانشگاه علوم حديث و...):
در شب 23 ماه مبارك رمضان:
1- 225 مرتبه با وضو، رو به قبله، شكم نه سير و نه گرسنه، در حال سجده ذكر مقابل گفته شود: يا طُهرُ يا طاهرُ يا طَهورُ يا طَيهورُ يا طَيهار. (مفهوم اين ذكر:اي خدايي كه پاكي و پاك كننده) منظور در حال سجده اين است كه مي توان نشست و مهر را هم به پيشاني چسباند.
2- 100 مرتبه قرائت سوره دخان،
3- 1000 مرتبه قرائت سوره قدر،
4- يك مرتبه قرائت سوره هاي دخّان، روم، عنكبوت،
5- نماز شب قدر (دو ركعت است و هر ركعت يك حمد و 7 توحيد، پس از نماز 70بار استغفار)
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
این اعمال مخصوص شب خاصی نیستند و اصطلاحاً از اعمال مشترک شب های قدر هستند لذا می توانیم در هر سه شب، به جا بیاوریم.
1ـ غسل (مقارن با غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل بخوانیم.)
2ـ دو رکعت نماز؛ در هر رکعت بعد از سوره «حمد»، هفت مرتبه سوره «توحید» و بعد از پایان نماز، هفتاد مرتبه «اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ».
در روایات آمده است که انجام دهنده ی این کار، از جای خود برنخیزد مگر اینکه خداوند متعال، او و پدر و مادرش را بیامرزد.
3ـ قرآن مجید را گشوده و در مقابل خود بگذاریم و بگوییم:
«اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِا سمُکَ الاَکبَرُ و اَسماؤُکَ الحُسنی وَیُخافُ وَیُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار»،
پس از این دعا، حاجاتمان را از خداوند بخواهیم.
4ـ قرآن کریم را بر سر گذاشته و بگوییم:
«اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَهُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنک»َ.
ده مرتبه: بِکَ یا الله
ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ
ده مرتبه: بِعلیٍّ
ده مرتبه: بِفاطِمَةَ
ده مرتبه: بِالحَسَنِ
ده مرتبه: بِالحُسَینِ
ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین
ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ
ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ
ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَرٍ
ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ عَلیٍّ
ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ
ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ
ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.
پس از این عمل، حاجاتمان را از خداوند متعال بخواهیم.
انشاء الله به برکت شب های قدر، گناهانمان بخشیده شود...
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
![]()
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
(به بهانه شب 23 ماه رمضان)

حضرت علی علیه السلام می فرمایند :
پیامبر خدا در دهه آخر رمضان ، بستر خود را جمع می کرد و کمرش را می بست و شب بیست و سوم ، خانواده خود را بیدار می کرد و در آن شب ، به صورت خفتگان ، آب می پاشید و فاطمه سلام الله علیها نیز نمی گذاشت کسی از اهل خانه در شب بیست و سوم بخوابد و خواب آنان را با کم خوردن درمان می کرد و از روز برای شب ، آماده می شد و می فرمود : « محروم ، کسی است که از خیر آن بی بهره بماند »
منبع:مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ؛ جلد7 ؛صفحه 470
قال: سمعت أبا جعفر عليه السّلام يقول: إن الجهني أتى إلى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فقال: يا رسول اللّه إن لي إبلا و غنما و غلمة فاحب أن تأمرني ليلة أدخل فيها فأشهد الصلاة و ذلك في شهر رمضان. فدعاه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فساره في اذنه، قال: فكان الجهني إذا كانت ليلة ثلاث و عشرين دخل بإبله و غنمه و أهله و ولده و غلمته، فكان تلك الليلة ليلة ثلاث و عشرين بالمدينة فإذا أصبح خرج بأهله و غنمه و إبله إلى مكانه، و اسم الجهني عبد الرحمن بن أنيس الأنصاري.
راوى گفت: از امام باقر عليه السّلام شنيدم مىفرمود: جهنى پيش رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله آمد و گفت:
يا رسول اللَّه، من شترها، گوسفندها و غلامانى دارم، مىخواهم دستور بفرماييد شبى در ماه مبارك رمضان داخل مدينه شوم و در نماز جماعت شما حضور يابم، حضرت او را نزديكتر فراخواند در گوشى با او حرف زد. جهنى شب بيست و سوم [ماه مبارك رمضان] با شتران، گوسفندان و غلامان و زن و فرزندان داخل مدينه مىشد صبحگاهان از مدينه خارج مىشد و به محل خود مىرفت، اسم جهنى عبد الرحمن بن انيس انصارى است
منبع: مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل؛ جلد 7؛ صفحه 470
عَنْ جَمِيلٍ وَ هِشَامٍ وَ حَفْصٍ قَالُوا مَرِضَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَرَضاً شَدِيداً فَلَمَّا كَانَ لَيْلَةُ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ أَمَرَ مَوَالِيَهُ فَحَمَلُوهُ إِلَى الْمَسْجِدِ فَكَانَ فِيهِ لَيْلَتَهُ.
به نقل از جمیل و هشام و حفض : امام صادق علیه السلام به سختی بیمار شد . چون شب بیست و سوم فرا رسید ، به غلامان خود دستور داد او را به مسجد بردند و آن شب را در مسجد بود
منبع: بحار الأنوار؛ جلد 95 ؛صفحه 169
و در پایان مرحوم علامه مجلسی می گوید:
اکثر احادیث معتبر دلالت دارد که شب بیست و سوم ، شب قدر است
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين و لعنة الله علي أعدائهم أجمعين
بنابر آنچه از اخبار و احاديث معصومين عليهم السلام استفاده مي شود اعتبار و اهميت و شاخصۀ ماه مبارك رمضان در وجود شب قدر است و اين شب است كه ماه رمضان را از ساير ماهها متمايز و جدا گردانيده است.
ماه رمضان يكي از مهمترين منّتهاي الهي است كه در طول سال به بندگانش عطاء فرموده است زيرا در موقعيّت و شرائط روزه است كه بنده با قطع تعلّقات حيواني بر شدت اتّصال خود با پروردگار مي افزايد و اين موقعيّت در ساير زمانها كمتر نصيب خواهد شد و لذا بزرگان از اهل معرفت تمامي سه ماه رجب و شعبان و رمضان را به روزه مي گذراندند ، چنانچه از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم اين مطلب نقل شده است.
آمادگي انسان و استعداد براي جذب نفحات قدسيه الهي در اين شرائط حاصل مي شود. چنانچه پرهيز از گناه و انحراف از رضاي الهي و تجرّد نفس از شهوات و غفلتها در هنگام گرسنگي و موسم روزه كاملاً مشهود و ملموس است.
سالكين راه خدا بايد اين سه ماه خصوصاً ماه مبارك رمضان را قدر بدانند و بر هر چه بيشتر مراقبه در رفتار و گفتار و پندار تأكيد ورزند كه مراقبۀ بيشتر موجب تجرّد نفس و در نتيجه قرب بيشتر و استفاضه از انوار بهاء الهي خواهد بود.
بزرگان طريق در توصيه به شاگردان خود حتي آنان را از فكر خلاف رضاي الهي بر حذر مي داشتند و آنرا موجب كدورت نفس و محروميّت از استجلاب فيوضات خاصّه بر مي شمردند.
صحبتهاي زايد و بي محتوا ، انباشتن ذهن از اخبار و تصاوير، پرخوري در هنگام سحر و افطار ،رفت و آمد با اهل دنيا و شب نشينيهاي تلف كننده فرصتها و وقت ،مشاجره بر سر امور عبث و لغو ،پرداختن به عيوب ديگران و غفلت از عيوب خويش ، عدم رعايت در مسائل اجتماعي و داد و ستدهاي روز مره ، شركت در مجالس و هيأتهائي كه بيشتر به جنبۀ تفاخر و اهواء نفساني مي پردارند و با سر و صدا و شلوغي و ازدحام و تبليغ ها و جار و جنجالها و اعلانها در وسايل ارتباط جمعي در صدد رونق بخشيدن به مجلس و محفل خويشند ، تماماً انسان را از ادراك فيض و نفحات اين ماه عظيم و فرصت استثنايي و غير قابل جبران محروم خواهد ساخت.
اهميّت رعايت اين مراقبه سترگ در ظهور و تجّلي شب قدر براي انسان روشن مي شود، شبي كه مقدّرات يك سال انسان را رقم مي زند و سرنوشت يك سال آينده درآن شب گرفته خواهد شد.
و لذا هر چه انسان دراين مدت از ماه مبارك رمضان در صدد تصفيه باطن و تزكيه نفس برآيد كم كار كرده است. در شب قدر به ميزان اتصال هر شخص با وليّ كامل كه حضرت بقية الله ارواحنا فداه مي باشد تقدير او رقم مي خورد وكيفيت ارتباط انسان با نفس حضرت وليّ عصر (عليه السلام) نقش تعيين كننده اي در سرنوشت سال آينده او دارد و به هر اندازه كه اين اتصال خالص تر و بي غلّ وغش تر و بي شائبه تر و صاف و پاكيزه تر باشد به همان ميزان نسبت توفيق سعادت ايّام و روزگار او تغيير خواهد كرد.
اولياي الهي كه نفسشات متّحد با آن بزرگوار است و هميشه با او معيّت و وحدت دارند در تقدير شب قدر تجلّي ولايت كليه و فناء در نفس ملكوتي آن حضرت برايشان تقدير مي شود، وساير افراد حسب معرفت و ادراكشان به ساحت مقدس آنحضرت در مراتب مختلف و درجات گوناگون قرار مي گيرند.
و لذا در شب قدر انسان بايد حساب خود را با خداي خود و واسطۀ فيض در عالم وجود پاك و تصفيه كند و ببينيد كه واقعا چه جايگاهي در نزد خداي متعال و آن حضرت براي
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
شهر رمضان
شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی
والفرقان فمن شهد منکم الشهر فلیصمه ....
ترحمه:
ماه رمضان ، ماهی که در آن نازل شده قرآن
(فرآنی که) هدایت است برای مردم وبیان کننده هدایت است و فرقان
(جدا کننده حق از باطل)
پس هریک از شما (در)ماه رمضان "شاهد" بود پس باید
روزه بگیرد....
گرفتن "روزه" روزها
و احیاء شبها
و تلاوت قرآن وتدبر در آن.
شما عزیزان حتما این مطلب ساده و همه فهم را می دانید که:
قرآن نازل نشده برای خواندن و نفهمیدن
بلکه نازل شده برای
تلاوت کردن و فهمیدن و عمل کردن
با این مقدمه می خواهم بگویم:
این دیدگاه که: ما را به کثرت تلاوت تشویق می کند و در نتیجه
از مطالعهِِ ی ترجمه و تفسیر و درک مفاهیم و تدبر در آیات قرآن محروم
می کند، دیدگاه صحیحی نیست بلکه نظر صحیح و قرآنی آن است که:
در کنار تلاوت هر آیه، ترجمه آن را نیز مطالعه کنیم؛ و البته در بسیاری
از موارد مطالعه ی ترجمه برای درک مفاهیم آیات کافی نیست بنا براین
سعی کنید حد اقل تفسیر نمونه را هم مطالعه کنید تا پیام وحی را
دریابید و با تعالیم قرآن آشناتر شوید.
و این شعار را فراموش نکنید که:
تلاوت آیات کمی که همراه مطالعه ترجمه و تفسیر و درک معانی باشد
به مراتب بالاتر و با اهمیت تر از تلاوت زیاد بدون درک مفاهیم است.
هل یستوی االذین یعلمون و الذین لا یعلمون
.......................................
پی نوشت
۱. بهترین ترجمه در زمان ما ترجمه آیت الله مکارم شیرازی و ترجمه آقای فولادوند است.
۲.قرآن هاییکه ترجمه آن مابین سطرها نوشته شده ریز است و قابل استفاده نیست
بهتر است قرآنی تهیه کنید که صفحه سمت راست آن فقط قرآن و صفحه سمت
چپ فقط ترجمه باشد.
۲. تفسیر نمونه نوشته آیت الله مکارم و عده ای از اساتید حوزه علمیه قم است.
۳.تفسیر نور نوشته آقای قرائتی کتاب خوبی است که صرفا برای درک پیامهای آیات مفید
است ولی برای درک معنا و تفسیر متن آیات قابل استفاده نیست.
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور

برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ *
وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ
* لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ
* تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ
* سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ * . (1)
ما اين قرآن عظيم الشان را (كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم و چه تو را به عظمت اين شب قدر آگاه تواند كرد, شب قدر (به مقام و مرتبه) از هزار ماه بهتر و بالاتر است در اين شب فرشتگان و روح (جبرئيل) به اذن
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور

برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
با توجه به آیات سوره قدر می توان به فضیلت های شب قدر پی برد:
۱. قرآن در آن نازل شده است.
۲. عبادت و احیای آن معادل بیش از هزار ماه است.
۳. خیرات و برکات الهی در آن شب نازل میشود.
۴. رحمت خاص خدا شامل حال بندگان میگردد.
۵. فرشتگان و روح در آن شب نازل میگردند.
شب قدر از شب های مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است. در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی رسد. این شب، شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است. عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسان ها و روزی ها، عمرها و امور دیگر مشخص می شود. ملائکه در این شب بر زمین فرود می آیند، نزد امام زمان(عج) می روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می دارند. شب زنده داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است.
عظمت و فضیلت این شب بر سایر شبها را از این امور می توان به دست آورد:
فرصت شب قدر را غنیمت بدانیم
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور
مجموعه مقالات،پرسش و پاسخ در باره شب قدر(اختلاف در افق و آغاز ماه ها? قمر?- مقدرات )
اگر شب قدر يک شب است، پس چگونه در کشورها به حسب اختلاف افق مختلف مي شود؟
چرا شب قدر، شب قدر نام?ده شده است؟
شب قدر كدام شب است؟
آيا شب قدر در امتهاى پيشين نيز بوده است؟
چگونه شب قدر برتر از هزار ماه است؟
آيا شب قدر در مناطق مختلف، يكى است؟
شب قدر چ?ست؟
اهم?ت شب قدر به چ?ست؟
شب قدر کدام شب از ?ک از شبها? ماه مبارک رمضان است؟
چرا شب قدر مشخص نشده است؟
حوادث منقول در مورد شب قدر طبق چه افق? اتفاق م? افتد؟
با توجه به اينكه هر سال در ثبوت اول ماه رمضان، دچار اختلاف مىشويم، تكليف شب قدر چه مىشود؟
در حالي كه شب قدر در يك شب واقع شده چطور در ايران مثلا با كشور ديگر فرق مي كند؟
آ?ا شب قدر برا? همه ?ک شب است ?ا هر کس شب قدر خود را دارد ؟
آ?ا مبارک بودن شب قدر امر? مستقل از شخص و حالات شخص است ?ا ا?ن که بستگ? به آن دارد ؟
مگر در شب قدر سرنوشت يك سال انسان رقم نمي خورد پس چرا برخلاف آنچه ما از خدا مي خواهيم اتفاق مي افتد ؟
منافات داشتن شب قدر با اختلاف افق
پرسش:
اگر شب قدر يک شب است، پس چگونه در کشورها به حسب اختلاف افق مختلف مي شود؟
پاسخ:
از ظاهر آيات قرآن کريم و روايات اهل بيت(ع) به خوبي استفاده مي شود که شب قدر يک شب است؛ زيرا کلمه «ليله» در عربي بر وحدت و يکي بودن دلالت دارد. «ليله القدر»؛ يعني شبي که قدر است. افزون بر آن، از چندين روايت استفاده مي شود که شب قدر يکي است؛ زراره در روايتي مي گويد:
از امام باقر(ع) در مورد ليله القدر سؤال کردم؛. امام فرمود: شب بيست و يکم و يا شب بيست و سوم است؛. گفتم: مگر يک شب نيست؟ امام فرمود: بله گفتم: پس مرا از آن آگاه کن؛ فرمود: چه عيبي دارد که دو شب کار نيک انجام بدهي.[1]
در اخبار و روايات، براي شب قدر اهميت و آثار فراوان ذکر شده و احياي آن، با عبادت هزار ماه، يعني مساوي با هشتاد و سه سال و چند ماه شمرده شده است. اين امر مؤمنان را ترغيب مي کند که اين شب بزرگ را درک و آن را احيا کنند. با قطع نظر از اين که کدام يک از شب هاي سه گانه نوزدهم و بيست و يکم و بيست و سوم ماه رمضان شب قدر است، از دو جهت ديگر نيز شب قدر از مورد سؤال قرار مي گيرد: اول اين که، شب و روز مناطق مختلف تفاوت دارد، پس شب کدام منطقه ليله القدر است؟ دوم اين که، گذشته از اين تفاوت، چه بسا به جهت اختلاف افق، شب قدر دو منطقه در دو شب خواهد بود؛ به عنوان مثال، اگر ابتداي رمضان در منطقه اي شرقي مانند ايران روز شنبه باشد و ابتداي رمضان در منطقه اي غربي مانند عربستان و يا کشورهاي آفريقايي و اروپايي روز يکشنبه، به طور طبيعي، شب قدر در ايران يک روز زودتر از مناطق غربي خواهد بود. حال اين پرسش پديد مي آيد که کدام يک از اين دو شب، ليله القدر است؟
از ظاهر روايات استفاده مي شود که براي هر منطقه اي از جهان، شب هاي بيست و يکم و يا بيست و سوم رمضان، مطابق با افق آن منطقه، شب قدر براي آن منطقه است و تعدد ناشي از اختلاف زمان طلوع و غروب خورشيد در مناطق مختلف و نيز تعدد ناشي از اختلاف افق، منافات با وحدت ليله القدر ندارد چرا؟
آيت الله مکارم شيرازي وجه و چرايي مسئله را اين گونه تحليل مي کنند: شب عبارت است از سايه نيم کره زمين که بر نيم کره ديگر مي افتد و اين سايه، همراه گردش زمين در حرکت است و يک دوره کامل آن بيست و چهار ساعت انجام مي شود. بنابراين، ممکن است شب قدر، يک دور کامل حرکت وضعي زمين به خودش باشد؛ يعني مدت بيست و چهار ساعت تاريکي که تمام نقاط زمين را زير پوشش قرار مي دهد شب قدر است که آغاز آن از يک نقطه شروع مي شود و در نقطه ديگر پايان مي يابد.[2]
برخي از روايات اين نظر را تأييد مي کنند؛ روايتي از طريق اهل بيت(ع) وارد شده است که در آن، روزهاي شب قدر از نظر فضيلت، به سان شب هاي قدر شمرده شده است.[3] اين روايت مي تواند اشاره به اين معنا باشد که ليله القدر، همان حرکت وضعي بيست چهار ساعته زمين به دور خودش است. بنابراين روز را نيز شامل مي شود و روز آن نيز فضيلت شب را دارد. اين پاسخ ناظر به جايي است كه اختلاف مناطق در ليله القدر از اختلاف در طلوع و غروب خورشيد نشأت گرفته باشد. اما اگر اختلاف مناطق در شب قدر، ناشي از اختلاف افق باشد كه باعث تعدد ليله القدر در مناطق مختلف مي شود. اين پاسخ، ناظر به آن نيست و نمي تواند وحدت ليله القدر را با تعدد آن سازگاري دهد.
وجه ديگري نيز مي توان براي اين مسئله ذكر كرد؛ راز عدم منافات يكي بودن شب قدر را با تعدد آن به حسب مكان هاي مختلف، در مبناي فلسفي اين سخن بايد جست و جو كرد. قبل از بيان اين تحليل، لازم است مقدمهاي را ياد آور شويم.
جهان آفرينش از ديدگاه حكماي مسلمان- كه نشأت گرفته از مباني ديني نيز هست- مشتمل بر سه عالم است: عالم عقل، عالم مثال و عالم طبيعت.
1. عالم طبيعت: عالم طبيعت، جهاني است كه ما در آن زندگي مي كنيم و درختان، كوهها، نهرها، انسان ها، جمادات، حيوانات، نباتات و ديگر محسوسات را با چشمان خود مشاهده ميکنيم. از ويژگي هاي اين جهان، تغيير و تحول پذيري است. مثلاً دانهاي به تدريج تبديل به گياه مي شود، جماد و خاك تبديل به نبات مي شود و نبات تبديل موجودات زنده مي شود. از خصوصيات ديگر موجودات اين عالم، داشتن كميّت و مقدار معيّن رياضي و داشتن زمان و مكان است. اشياء اين جهان، به معناي فلسفي كلمه انواع متعددي دارد و هر نوعي، داراي افراد متعدد است؛ مثلاً انسان يك نوع است، اما افراد متعدد دارد.
2. عالم عقل: عالم عقل، جهان برتر از عالم طبيعت است و موجودات آن، مجرد از مادّه و خصايص جهان طبيعتند؛ يعني موجودات آن ثابت، تغيير ناپذير، بدون كميّت و مقدار رياضي و بدون زمان و مكانند. در آن جهان انواع متعدد وجود دارد و هر نوعي داراي فرد واحد است، نه افراد متعدد و آن فرد، تمام كمالات وجودي ممكن به خود را دارد. كلمه عقل در اين جا اشاره به عقل انساني نيست، بلكه به موجودات فراطبيعي اشاره دارد و نبايد آن دو را يكي شمرد.
3. عالم مثال: عالم مثال، جهان برزخ و فاصل ميان عالم طبيعت و عقل است و از جهاتي شبيه عالم عقل و از جهاتي شبيه عالم طبيعت است. موجودات آن ثابت، تغيير ناپذير و بدون ماده و بدون زمان و مكانند. از اين جهت، اين عالم مشابه عالم عقل است. از جهتي نيز داراي كميت و مقدار خاص است و هر نوعي از آن، مي تواند داراي افراد متعدد باشد. از اين جهت نيز مثل موجودات عالم طبيعت است. اما به هر حال، كفه تجرد آن، به جهت نداشتن ماده، سنگين تر است و از اين رو جزو عالم مجردات محسوب مي شود.
ميان اين سه جهان آفرينش، رابطه ترتب علّي و معلولي وجود دارد. عالم عقل به عنوان عالم برتر، علت عالم مثال است. عالم مثال، فروتر از عالم عقل و برتر از عالم طبيعت، علت عالم طبيعت است. فيض الهي، از مجراي عالم برتر به عالم فروتر جريان مييابد. از نظر وجودي، يعني شدت و ضعف وجودي نيز اين عوالم متفاوتند. عالم طبيعت نسبت به عالم مثال و نيز موجودات مثال نسبت به موجودات عقل، به سان سايه نسبت به صاحب سايهاند. هر عالم مادون، پرتو و جلوهاي از عالم اعلي و برتر است.
هر موجودي از موجودات جهان طبيعت، با حفظ خصوصيات متناسب با جهان هاي برتر، داراي وجود مثالي در عالم مثال و نيز داراي وجود عقلي در عالم عقل است؛ زيرا عالم مثال و عالم عقل، در مرتبه علت و فراتر از عالم طبيعت قرار دارد. از آن جايي كه هيچ معلولي بدون علت پديد نمي آيد، محال است معلول، كه موجود عالم طبيعي است، موجود باشد، اما علت وجود نداشته باشد.
البته عله العلل و علت اصلي، ذات حق-جل شأنه- است و عالم مثال و عقل، وسايط فيض الهي اند كه فيض وجود از طريق آن به عالم طبيعت مي رسد.[4] صدر المتألهين مي گويد: هر نوعي از انواع جسماني، فردي در عالم عقل دارد كه آن افراد عقلي سبب افراد جسماني اند و توجه و عنايت به افراد طبيعي دارند. سپس ادامه مي دهد كه مذهب افلاطون و حكماي متقدم بر ايشان در مورد مُثُل عقلي و طبايع نوعي جسماني در نهايت استحكام و متانت است و هيچ يك از اشكالات متأخران وارد نيست. ما نظريه اين فيلسوف بزرگ و بزرگان ديگر حكمت را به گونه اي تحقيق كردهايم كه هيچ يك از اشكالات و ايرادات متأخران وارد نباشد و منشأ اين اشكالات راه نيافتن اشكال كنندگان به مقام آنان و اطلاع نيافتن از مقاصد آنان است.[5]
زمان نيز موجودي از موجودات عالم طبيعت و داراي همين مراتب سه گانه وجودي است: وجودي در عالم عقل دارد كه ثابت، بسيط و تعدد ن پذير است كه از آن به نام دهر اعلي ياد مي شود. هم چنين وجودي در عالم مثال دارد كه ظرف موجودات مثالي است. اين وجود، هر چند وحدت و بساطت وجود عقلي را ندارد، اما از وحدت و بساطت بدون بهره نيست و از آن به نام دهر اسفل ياد مي شود. وجود طبيعي آن نيز در اين جهان است كه از آن به نام سال ماه و روز ياد مي شود. اين وجود، تقدم، تأخر و تعدد دارد و انقسام پذير است.
با توجه به اين بيان، مي توان گفت شب قدر نيز جزو زمان هاست و داراي وجود عقلي، وجود مثالي و وجود طبيعي است. شب قدر در عالم عقل و مثال واحد است، اما در جهان مادّه و طبيعت متعدد مي شود، چون وجود مادي و طبيعي هر حقيقتي متعدد است. تعدد و كثرت، از لوازم و عوارض موجود بودن در عالم ماده است. بنابراين شب قدر در اين عالم، همان گونه كه به اعتبار سال تعدد مي پذيرد، به حسب اختلاف زمان طلوع و غروب خورشيد و به حسب اختلاف افق نيز تعدد مي يابد؛ ممكن است شب قدر در ايران شب جمعه و شب قدر در عربستان شب پنج شنبه باشد که هر دو شب ليله القدر محسوب مي شود و هر كدام جلوه مطهري از وجود عقلي و مثالي شب قدر عالم ملكوت است. شب قدر، هر چند به حسب افق ها مختلف و از جهت زماني متعدد است، ولي چون هر كدام جلوه و مظهري از ليله القدر عالم ملكوت( عالم عقل و عالم مثال) است و با وجود عقلي و مثالي خود ارتباط و اتصال دارد، هر يك از آثار و خواص ليله القدر را كه در روايات ذكر شده، خواهد داشت. البته اين معنا اختصاص به شب قدر ندارد، بلكه همه حقايق امكاني، اين چنينند كه وجود عقلي آنها واحد، اما وجود طبيعي آنها متعدد است. اين تحليلي است كه بزرگاني چون آيه الله رفيعي قزويني و آيه الله حسن زاده آملي به آن اشاره كردهاند.[6]
منبع براي مطالعه بيشتر:
1. آيه الله مكارم شيرازي، تفسير نمونه، جلد27، تفسير سوره، قدر.
2. آيه الله سيد ابوالحسن رفيعي قزويني، غوصي در بحر معرفت، تهران، انتشارات اسلام، اول، 1376.
3. آيه الله حسن حسن زاده آملي، انسان در قرآن، قم، انتشارات قيام، اول، 1375.
__________________________
[1]. محمد بن حسن شيخ طوسي، تهذيب الاحکام، ج3، ص 85، (با استفاده از برنامه جامع الاحاديث نور).
[2]. آيت الله ناصر مکارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، ج 27، ص 192.
[3]. محمد بن حسن شيخ طوسي، تهذيب الاحکام، ج4،ص331. (با استفاده از برنامه نرم افزاري جامع الاحاديث نور)، مفاتيح الجنان، آخر اعمال شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان.
[4]. علامه محمدحسين طباطبايي، نهايه الحكمه، با تصحيح عباس علي زارعي، 1424ق، ص 380-389؛ محمد صدر المتألهين، الحكمه المتعاليه، 1419ق، ج7، ص 257؛ هادي سبزواري، شرح منظومه، با تعليق آيت الله حسن زاده آملي، دوم، 1380ق، ج3، ص 696، آيه الله محمد تقي مصباح يزدي، تعليقه علي نهايه الحكمه، 1405ق، ص 475-490؛ همان آموزش فلسفه، 1366ش ص؛ همان درس هاي41، ج2، ص 122-126 و ص 162-166.
[5].صدر المتألهين، الحكمه المتعاليه، ج1، ص 307.
[6]. آيت الله سيد ابوالحسن رفيعي قزويني، غوصي در بحر معرفت، تهران، ص 133-137؛ آيت الله حسن زاده آملي،انسان در قرآن، اول، 1375، ص226.
سؤالات? راجع به شب قدر
مشاهده در قالب PDF
چاپ
فرستادن به ا?م?ل
پرسش و پاسخ - تفسير و علوم قرآن?
پنجشنبه, 11 شهر?ور 1389 ساعت 01:41
چرا شب قدر، شب قدر نام?ده شده است؟
پاسخ: در پاسخ اين سؤال، كه چرا اين شب، شب قدر ناميده شده؟ سخن بسيار گفتهاند، از جمله اينكه:
1- شب قدر به اين جهت " قدر" ناميده شده كه جميع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعيين مىشود، شاهد اين معنى سوره دخان است كه مىفرمايد: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ»: ما اين كتاب مبين را در شبى پر بركت نازل كرديم، و ما همواره انذار كننده بودهايم، در آن شب كه هر امرى بر طبق حكمت خداوند تنظيم و تعيين مىگردد. (دخان- 3 و 4).
اين بيان هماهنگ با روايات متعددى است كه مىگويد: در آن شب، مقدرات يك سال انسانها تعيين مىگردد، و ارزاق و سرآمد عمرها، و امور ديگر، در آن ليله مباركه تفريق و تبيين مىشود. البته اين امر هيچگونه تضادى با آزادى اراده انسان و مساله اختيار ندارد، چرا كه تقدير الهى به وسيله فرشتگان بر طبق شايستگيها و لياقتهاى افراد، و ميزان ايمان و تقوى و پاكى نيت و اعمال آنها است. يعنى براى هر كس آن مقدر مىكنند كه لايق آن است، يا به تعبير ديگر زمينههايش از ناحيه خود او فراهم شده، و اين نه تنها منافاتى با اختيار ندارد بلكه تاكيدى بر آن است.
2- بعضى نيز گفتهاند آن شب را از اين جهت شب قدر ناميدهاند كه داراى قدر و شرافت عظيمى است (نظير آنچه در آيه 74 سوره حج آمده است: «ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ" آنها قدر خداوند را نشناختند».
3- گاه نيز گفتهاند به خاطر آن است كه قرآن با تمام قدر و منزلتش بر رسول والا قدر، و به وسيله فرشته صاحب قدر نازل گرديد.
4- يا اينكه شبى است كه مقدر شده قرآن در آن نازل گردد.
5- يا اينكه كسى كه آن شب را احيا بدارد صاحب قدر و مقام و منزلت مىشود.
6- يا اينكه در آن شب، آن قدر فرشتگان نازل مىشوند كه عرصه زمين بر آنها تنگ مىشود، چون تقدير به معنى- تنگ گرفتن نيز آمده است مانند وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ (طلاق- 7).
جمع ميان تمام اين تفسيرها در مفهوم گسترده" ليلة القدر" كاملا ممكن است هر چند تفسير اول از همه مناسبتر و معروفتر است.
شب قدر كدام شب است؟
پاسخ: در اينكه" ليلة القدر" در ماه رمضان است ترديدى نيست، چرا كه جمع ميان آيات قرآن همين معنى را اقتضا مىكند، از يك سو مىگويد: قرآن در ماه رمضان نازل شده (بقره- 185) و از سوى ديگر مىفرمايد: در شب قدر نازل گرديده (آيات مورد بحث). ولى در اينكه كدام شب از شبهاى ماه رمضان است؟ گفتگو بسيار است، و در اين زمينه تفسيرهاى زيادى شده، از جمله شب اول، شب هفدهم، شب نوزدهم، شب بيست و يكم، شب بيست و سوم، شب بيست و هفتم، و شب بيست و نهم.
ولى مشهور و معروف در روايات اين است كه در دهه آخر ماه رمضان و شب بيست و يكم يا بيست و سوم است، لذا در روايتى مىخوانيم كه در دهه آخر ماه مبارك پيغمبر اكرم «صل? الله عل?ه وآله» تمام شبها را احيا مىداشت و مشغول عبادت بود. و در روايتى از امام صادق عل?ه السلام آمده است كه: «شب قدر شب بيست و يكم يا بيست و سوم است»؛ حتى هنگامى كه راوى اصرار كرد كداميك از اين دو شب است و گفت: اگر من نتوانم هر دو شب را عبادت كنم كداميك را انتخاب نمايم؟! امام عل?ه السلام تعيين نفرمود، و افزود: «ما ايسر ليلتين فيما تطلب؛ چه آسان است دو شب براى آنچه مىخواهى».[1]
ولى در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت «عل?هم السلام» رسيده است بيشتر روى شب بيست و سوم تكيه شده، در حالى كه روايات اهل سنت بيشتر روى« شب بيست و هفتم» دور مىزند. در روايتى از امام صادق عل?ه السلام نيز نقل شده كه فرمود: «التقدير فى ليلة القدر تسعة عشر، و الإبرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين»؛[2] تقدير مقدرات در شب نوزدهم، و تحكيم آن در شب بيست و يكم، و امضاء در شب بيست و سوم است » و به اين ترتيب بين روايات جمع مىشود.
چرا شب قدر مخفى است؟
پاسخ: بسيارى معتقدند مخفى بودن شب قدر در ميان شبهاى سال، يا در ميان شبها? ماه مبارك رمضان براى اين است كه مردم به همه اين شبها اهميت دهند، همانگونه كه خداوند رضاى خود را در ميان انواع طاعات پنهان كرده تا مردم به همه طاعات روى آورند، و غضبش را در ميان معاصى پنهان كرده تا از همه بپرهيزند، دوستانش را در ميان مردم مخفى كرده تا همه را احترام كنند، اجابت را در ميان دعاها پنهان كرده تا به همه دعاها رو آورند، اسم اعظم را در ميان اسمائش مخفى ساخته تا همه را بزرگ دارند، و وقت مرگ را مخفى ساخته تا در همه حال آماده باشند. و اين فلسفه مناسبى به نظر مىرسد.
آيا شب قدر در امتهاى پيشين نيز بوده است؟
پاسخ: ظاهر آيات اين سوره نشان مىدهد كه شب قدر مخصوص زمان نزول قرآن و عصر پيامبر اسلام «صل? الله عل?ه وآله» نبوده، بلكه همه سال تا پايان جهان تكرار مىشود. تعبير به فعل مضارع (تنزل) كه دلالت بر استمرار دارد، و همچنين تعبير به جمله اسميه «سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» كه نشانه دوام است نيز گواه بر اين معنى است. مضافا روايات بسيارى كه شايد در حد تواتر باشد نيز اين معنى را تاييد مىكند.
ولى آيا ا?ن شب در امتهاى پيشين نيز بوده است يا نه. صريح روايات متعددى اين است كه اين از مواهب الهى بر اين امت مىباشد، چنان كه در حديثى از پيغمبر اكرم ص آمده است كه فرمود: «ان اللَّه وهب لامتى ليلة القدر لم يعطها من كان قبلهم»: خداوند به امت من شب قدر را بخشيده و احدى از امتهاى پيشين از اين موهبت برخوردار نبودند».[3]
چگونه شب قدر برتر از هزار ماه است؟
پاسخ: ظاهر اين است كه بهتر بودن اين شب از هزار ماه، به خاطر ارزش عبادت و احياى آن شب است، و روايات فضيلت ليلة القدر و فضيلت عبادت آن كه در كتب شيعه و اهل سنت فراوان است اين معنى را كاملا تائيد مىكند. علاوه بر اين، نزول قرآن در اين شب، و نزول بركات و رحمت الهى در آن، سبب مىشود كه از هزار ماه برتر و بالاتر باشد. در حديثى از" امام صادق «عل?ه السلام» آمده است كه به «على بن ابى حمزه ثمالى» فرمود: «فضيلت شب قدر را در شب بيست و يكم و بيست و سوم بطلب، و در هر كدام از اين دو يكصد ركعت نماز بجاى آور، و اگر بتوانى هر دو شب را تا طلوع صبح احيا بدار و در آن شب غسل كن». «ابو حمزه» مىگويد: عرض كردم: «اگر نتوانم ايستاده اين همه نماز بخوانم چه کنم؟ حضرت فرمودند: نشسته بخوان، عرض كردم: اگر نتوانستم؟ فرمود: در بستر بخوان، و مانعى ندارد در آغاز شب خواب مختصرى بكنى و بعد مشغول عبادت شوى، درهاى آسمان در ماه رمضان گشوده است، و شياطين در غل و زنجيرند، و اعمال مؤمنين مقبول است و چه ماه خوبى است ماه رمضان».[4]
آيا شب قدر در مناطق مختلف، يكى است؟
پاسخ: مسلم است كه شب قدر اختصاص به زمان رسول خداصلى الله عليه وآله و محيط حجاز نداشته و در همه زمانها و مكانها، شب قدر با همه عظمت و اهميتش وجود دارد. البته اين بدان معنا نيست كه شب قدر براى همه ساكنان كره زمين، شب واحد و مشتركى باشد و در ساعت معينى در سراسر كره زمين آغاز و در ساعت معينى هم پايان بپذيرد، زيرا زمين كروى است و هميشه يك نيم كره آن در تاريكى و نيم كره ديگر آن در روشنايى قرار دارد. بنابراين، دو نظر وجود دارد:
1. اين كه گفته مىشود شب قدر در سراسر سال يك شب است منظور اين است كه براى اهالى هر نقطهاى بر حسب سال قمرى خودشان تنها يك شب قدر وجود دارد. به عبارت ديگر اهالى هر منطقهاى سال قمرى خود را بر حسب افق خاص آن نقطه، از اول ماه محرم آغاز مىكنند و پس از گذشتن چند ماه قمرى، ماه رمضان همان نقطه برحسب افق خاص آغاز مىشود كه در آن يك شب قدر وجود دارد. اين كه اهالى هر نقطهاى ايام و اوقات خود را بايد با افق خاص آن نقطه تعيين كنند اختصاص به شب قدر ندارد مثل روزهاى عيد فطر و عيد قربان كه هركدام از اين اعياد هم در طول سال بيش از يك روز نيست و در كشورهاى مختلف اسلامى آنها را با توجه به تفاوت افقى كه دارند و با مراجعه به افق خاص خود تعيين مىكنند.
2. منظور از يكى بودن شب قدر در سال، اين است كه يك شبانه روز كامل باشد؛ به اين معنا كه در برخى از نقاط كره زمين شب آنها و در برخى نقاط ديگر روز آنها ويژگى قدر را داشته باشد.
نظر يه نخست قوي تر است.
[1] . تفس?ر نور الثقل?ن ،ج5، ص625، حد?ث58. 58- احمد بن محمد عن الحسين بن سعيد عن القاسم بن محمد الجوهري عن على بن أبى حمزة الثمالي قال: كنت عند أبى عبد الله عليه السلام فقال له أبو بصير: جعلت فداك الليلة التي يرجى فيها ما يرجى؟ فقال: في احدى و عشرين أو ثلاث و عشرين قال: فان لم أقو على كلتيهما فقال: ما أيسر ليلتين فيما تطلب، قلت: فربما رأينا الهلال عندنا و جاءنا من يخبرنا بخلاف ذلك من أرض اخرى، فقال: ما أيسر أربع ليال تطلبها فيها قلت: جعلت فداك ليلة ثلاث و عشرين ليلة الجهني «1» فقال: ان ذلك ليقال، فقلت: جعلت فداك ان سليمان بن خالد روى في تسع عشرة يكتب وفد الحاج فقال لي: يا با محمد وفد الحاج يكتب في ليلة القدر و المنايا و البلايا و الأرزاق و ما يكون الى مثلها في قابل فاطلبها في ليلة احدى و عشرين و ثلاث و عشرين و صل فيكل واحدة منهما مأة ركعة و أحيهما ان استطعت الى النور و اغتسل فيهما قال:قلت: فان لم أقدر على ذلك و انا قائم؟ قال: فصل و أنت جالس، قال: قلت:فان لم أستطع قال: فعلى فراشك لا عليك أن تكتحل أول الليل بشيء من النوم، ان أبواب السماء تفتح في رمضان و تصفد الشياطين، و تقبل أعمال المؤمنين، نعم الشهر رمضان، كان يسمى على عهد رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم المرزوق.
[2] . همان، حد?ث 62.
[3] . تفس?ر در المنثور ،ج6، ص371.
[4] . تفس?ر نور الثقل?ن ،ج5، ص626، قسمت? از حد?ث 58.
کدام شب، شب قدر است؟[1]
زمان? که به دهه آخر ماه مبارک رمضان نزد?ک م? شو?م و به ?اد شب قدر م? افت?م و آ?ات سوره قدر را مرور م? کن?م، بار د?گر با پرسش هر ساله خداوند از انسان روبرو م? شو?م که: تو چه دان? که شب قدر چ?ست؟ شا?د به جرئت بتوان گفت که ا?ن پرسش آسمان? تر?ن پرسشها? قرآن کر?م باشد که تا ابد پاسخ م? طلبد و انسان را به تفکر در باب غ?ب وام? دارد. چقدر ساده لوح? است که تصور شود که پاسخ ا?ن پرسش روشن است و خداوند خود در ادامه آ?ه پاسخ آن را واضح ساخته است.
از دل ا?ن پرسش خداوند پرسشها? بس?ار د?گر? متولد شده اند که آنها ن?ز پاسخ م? طلبند. معنا? محصل قدر و تقد?ر و شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح در ا?ن شب چ?ست؟ از د?ر زمان عالمان مسلمان در پ? پاسخ به ا?ن پرسشها زحمات بس?ار? متحمل شده اند. اما تا چه حد موفق شده اند که به پاسخ? قانع کننده برسند جا? تامل دارد. برا? آشنا?? ب?شتر خوانندگان به برخ? از ا?ن پرسش و پاسخها که ممکن است در ا?ن ا?ام برا? هر کس? پ?ش آ?د م? پرداز?م:
1- شب قدر چ?ست؟
شب قدر بر طبق ب?ان قرآن کر?م نام? است برا? شب? که در آن قرآن کر?م بر پ?امبر عظ?م الشان نازل شد و عالم معنا? ب? نها?ت آنقدر فرود آمد تا توانست پا به عرصه عالم ا?ن جهان? با نها?ت گذاشت و با آن پ?وند خورد. خداوند در سوره قدر م? فرما?د: إِنَّا أَنزَلْنَهُ فى لَ?ْلَةِ الْقَدْرِ ، ما ا?ن قرآن را در شب قدر نازل کرد?م.
2- چرا «قدر»؟
گفته شده است که شب قدر را از آن رو «قدر» نام?ده اند که خداى تعالى در آن شب حوادث را تقد?ر و اندازهگ?رى م? کند. به ا?ن معنا که زندگى ، مرگ ، رزق ، سعادت ، شقاوت و چ?زها?ى از ا?ن قب?ل را از آن شب تا شب قدر سال آ?نده مشخص م? سازد. شاهد بر ا?ن معنا را آ?ه سوره دخان دانسته اند که در وصف شب قدر م? فرما?د: انا انزلناه ف? ل?له المبارکه انا کنّا منذر?ن، ف?ها ?فرق کل امر حک?م، امرا من عندنا انا کنا مرسل?ن رحمة من ربک،(44دخان، 2-4)«ما قرآن را در شب? مبارک نازل کرد?م، به راست? که ما هشدار دهنده بود?م، در آن هر کار? استوار ف?صله م? ?ابد. کار? است از جانب ما، ما فرستنده بود?م.» مرحوم علامه طباطبا?? در ذ?ل آ?ه هم?ن معنا را خواسته اند از تحل?ل زبان آ?ه استخراج کنند و م? نو?سند چون فرق به معناى جدا سازى و مشخص کردن دو چ?ز از ?کد?گر است، ا?ن همان تقد?ر و اندازهگ?رى است.[2]
در حد?ث? معتبر امام باقر(ع) در تفس?ر ا?ن آ?ه م? فرما?ند: در ا?ن شب خ?ر و شر، طاعت و معص?ت، مرگ و زندگ? و روز? سال مسجل م? شود. ول? در ع?ن حال مش?ت اله? ن?ز همچنان در کار است.[3]
سؤال? که در ا?نجا مطرح م? شود ا?ن است که اصولاً مقدر کردن امور سالانه به چه معناست؟ چرا سال به سال؟ مگر در علم ازل? خداوند مقدرات عالم نبوده است که احت?اج به انجام آن در شب ها? قدر است. آ?ا عملکرد انسان در ا?ن شبها نقش تع??ن کننده دارد؟ در ا?ن صورت نقش اخت?ار انسان و عملکرد او در قبل و بعد از ا?ن شب، در زندگ? او چگونه قابل توج?ه است؟ آ?ا مقدرات اله? چنانچه قرآن کر?م م? فرما?د از ابتدا? خلقت بوده است:خلق کل ش?ء فقدره تقد?را(25فرقان،2) وکان امر الله قدراً مقدورا(33احزاب،38) و کل ش?ء عنده بمقدار(13رعد،8) ?ا ا?نکه همانگونه که در حد?ث ش?خ صدوق در معان? الاخبار آمده است همه مقدرات تا روز ق?امت در شب قدر انجام گرفته است. ان الله تعال? قدّر ف?ها ما هو کائن ال? ?وم الق?امه[4]?ا به اخبار مربوط به شب قدر توجه کن?م که آن را هر ساله در شب قدر دانسته است. مگر ا?نکه گفته شود ا?ن سه مرتبه از تقد?ر اله? است.
در هر صورت مرحوم علامه شعران? در پاورق? تفس?ر منهج الصادق?ن در ذ?ل آ?ه دوم سوره قدر م? نو?سد: «مقدرات مردم که علم خدا بدان تعلق گرفته است از ازل مب?ن بود، چون علم خدا ازل? است و آنچه خداوند به سبب دعا و اسباب د?گر محو و اثبات م? کند در همه اوقات است و خداوند وعده اجابت را منحصر به شب قدر نساخته است. ا?نکه تقد?ر مقدرات در شب قدر خواهد بود از مشکلات? است که معن? آن بر ما معلوم ن?ست. مگر ا?نکه بگو??م دعا در ا?ن شب به اجابت نزد?ک تر است.»[5]
3- شب قدر در چه ماه? قرار دارد؟
شب قدر به اتفاق ش?عه و سن? ?ک? از شبها? ماه مبارک رمضان است. ا?ن ماه تنها ماه از ماهها? سال است که قرآن کر?م از آن نام برده است. خداوند در سوره قدر م? فرما?د: إِنَّا أَنزَلْنَهُ فى لَ?ْلَةِ الْقَدْرِ ، ما ا?ن قرآن را در شب قدر نازل کرد?م و
در جا? د?گر م? فرما?د: شهر رمضان الذى انزل ف?ه القرآن هدى للناس و ب?نات من الهد? و الفرقان(2بقره،185) ماه رمضان ماه? است که در آن قرآن، برا? هدا?ت بشر، نازل شد. ا?ن کتاب دار? آ?ات راهگشاست و تفک?ک کننده حق از باطل است.
4- اهم?ت شب قدر به چ?ست؟
به احتمال قو? اهم?ت ا?ن شب به اهم?ت حوادث? است که در آن اتفاق افتاده است و به تبع آن در آن اتفاق م? افتد. مهمتر?ن اهم?ت ماه رمضان در ا?ن است که قرآن کر?م، و حت?، (بنابر برخ? روا?ات) د?گر کتب آسمان?، در ?ک? از شبها? آن نازل شده است.[6]برکت ا?ن حادثه چنان وس?ع است که تمام ح?ات بشر را تحت تاث?ر خود قرار داده و ظرف?ت آن را داشته است که انسان را از ت?رگ? و ظلمات به روشن? و نور رهنمون سازد. شب قدر باعث گرد?د تا تار?خ به صورت? د?گر ص?رورت ?ابد و مقدرات عالم به گونه ا? متفاوت رقم بخورد.
ه?چ نعمت بشر به لحاظ اهم?ت به پا? نعمت قرآن که کلام خدا و ظهور حق در عالم ماست نم? رسد. ا?ن نعمت سند سعادت و رستگار? آدم?ان است. شا?د به شکرانه برکت نزول ا?ن متن در در ا?ن ماه مبارک بوده است که به مسلمانان گفته شده است تمام ا?ن ماه را ع?د بگ?رند و در آن روزه بدارند و با قرآن انس گ?رند. باشد که به تقوا?? نائل شوند که در پرتو پاک? ناش? از آن، تمام سال خود را ب?مه کنند.
سفارش به قدر شناس? از ا?ن شب کانون? سال، در دستورات د?ن? ن?ز در هم?ن راستا قابل توج?ه است. که هزار ماه که ?ک عمر طولان? است و تقر?باً برابر حکومت خاندان امو?(1096 ماه) بر ار?که قدرت است با ارزش ا?ن شب که همراه قرآن است برابر? نم? کند،[7]قرآن کر?م ظرف?ت عمل آن شب را معادل ظرف?ت عمل هزار ماه (83 سال و اند?)د?گر، که در آن شب قدر نباشد، اعلام کرده است. عمل خ?ر در ا?ن شبها از عمل خ?ر هزار شب بدون قرآن، افزون است.[8]درها? آسمان در ا?ن شب با فرود قرآن باز شد و در پرتو آن ش?طان در آن شب به زنج?ر شد و اعمال بندگان در آن قبول حق گشت.[9]
5- چه چ?ز قرآن در شب قدر نازل شد؟
در قرآن کر?م واژه «قرآن» هم به معنا? تمام قرآن و هم به معنا? جزء قرآن مورد استفاده قرار گرفته است. هم?ن تنوع استعمال باعث گرد?ده است که مفسر?ن د?دگاهها? متفاوت? در مورد آنچه در شب قدر نازل شد پ?دا کنند. مهمتر?ن ا?ن د?دگاهها عبارتند از:
الف) از نظر افراد? چون محمد بن اسحاق، شعب?، فخر راز?، زمخشر? از اهل سنت و ابن شهر اشوب و ش?خ مف?د، س?د مرتض?، و از معاصر?ن نعمت الله صالح? و محمد هاد? معرفت از ش?عه،: هر امر زمان? و تار?خ?، شروع و آغاز? دارد و شب قدر، شب آغاز نزول قران بوده است. دل?ل ا?ن قول کلام خداوند است که مىفرما?د : و قال الذ?ن کفروا لو لا نزل عل?ه القرآن جملة واحدة کذلک لنثبت به فؤادک و رتلناه ترت?لا . کفار گفتند: چرا قرآن به ?کباره نازل نشد؟ بد?ن سان به ?کباره فرود ن?امده است تا دلت را بدان استوار کن?م و آن را کم کم و پ?اپ? بر خواند?م. و قرآنا فرقناه لتقراه على الناس على مکث و نزلناه تنز?لا. قرآن را جدا جدا کرد?م تا بر مردم با درنگ بخوان?، و آن را به تدر?ج نازل کرد?م.[10]
ب) احتمال? را فخر راز? و تعداد? از مفسر?ن د?گر مطرح کرده اند که بر طبق آن: هر سال در ماه رمضان آ?ات مورد ن?از سال بر پ?امبر(ص) نازل شده است. دل?ل آنان عام بودن واژه رمضان است که شامل هر ماه رمضان م? شود.
ج) در ب?ن مفسر?ن و اهل حد?ث سن? و ش?عه مثل طبر?، فخر راز?، س?وط?، ش?خ صدوق، ف?ض کاشان?، ع?اش? و علامه طباطبا?? نظر سوم? وجود دارد که در ب?ن عموم ا?ن نظر مشهورتر است. بر طبق ا?ن نظر قرآن کر?م دو نزول داشته است. ?ک نزول دفع? و ?ک نزول تدر?ج?. آنچه در شب قدر نازل شد، نزول قرآن به طور کامل و دفع? بود. هم?ن قرآن ?کبار د?گر بطور تدر?ج? متناسب با شرا?ط مختلف اجتماع? نازل گرد?د. ا?ن د?دگاه بر طبق روا?ات? تنظ?م شده است که م? گو?د قرآن کر?م شب قدر به ?کباره به ب?ت العزة در آسمان اول[11]?ا ب?ت المعمور در آسمان چهارم نازل شد[12] سپس بر رسول خدا به مناسبت ها? مختلف در طول 23 سال ?ا 20 سال نازل گرد?د.
محدث?ن و اخبار??ن نم? توانند ا?ن احاد?ث را ناد?ده گرفته و از آنها عبور کنند. اما آنچه فرارو? ذهن نقاد وجود دارد سه پرسش است: م?زان صحت سند? ا?ن روا?ات در چه حد است؟ دوم محتوا? آن تا چه اندازه معقول است و نها?تاً فا?ده عمل? نزول دفع? آنهم از جانب خداوند حک?م که کار ب?هوده انجام نم? دهد چ?ست؟
مرحوم نعمت الله صالح? اسناد و محتوا? ا?ن روا?ات را مفصل به نقد کش?ده است و چون بحث? فن? است و ممکن است برا? خوانندگان سودمند نباشد از آن م? گذر?م. خلاصه نقد آقا? معرفت، از محتوا? ا?ن احاد?ث را، به نقل از کتاب «التمه?د» به صورت مختصر م? آور?م. ا?شان م? نو?سد:
1- ش?خ مف?د و س?د مرتض? م? گو?ند: اصولاً روا?ات در فهم قرآن دل?ل تعبد? ن?ستند، چون تعبد در عمل است نه در عق?ده و درک. از آنجا که روا?ات نزول ?کباره، اخبار واحد و گاه متعارض هستند و نه موجب علم است نه مف?د پذ?رش تعبد? در عمل، به آن اخبار اعتنا نم? کن?م.
2- فهم مردم زمان نزول قرآن از واژه قرآن، قرآن کامل نبوده است بنابرا?ن وقت? قرآن م? فرما?د: شهر رمضان الذى انزل ف?ه القرآن هدى للناس و ب?نات من الهد? و الفرقان(2بقره،185) منظور، مطابق فهم مخاطب?ن، تمام قرآن ن?ست.
3- ا?ن قرآن با الفاظ و عبارات و تفص?لات و خصوص?اتش عقلاً نم? تواند ?کجا و در ?ک شب نازل شده باشد.
4- در بس?ار? از آ?ات قرآن اشاره به حوادث گذشته زندگ? مسلمانان مثل مهاجرت، مهاجر و انصار، جنگ بدر و احد و تبوک، مسجد ضرار و …دارد، اگر ا?ن آ?ات در شب قدر نازل شده بود، از نظر ادب? نبا?د با فعل گذشته به کار م? رفت بلکه با?د با فعل مستقبل (آ?نده دور) ب?ا?د. اگر ا?ن آ?ات به چ?ز? که اتفاق ن?فتاده است بگو?د قبلاً اتفاق افتاده است، برا? پ?امبر سخنان? ب? معنا و غ?ر واقع? و کذب نازل شده است.
5- در صورت? که قرآن در شب قدر نازل شده باشد، ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مق?د در آن معنا نداشت.
6- ا?نکه قرآن در شب قدر به از ?ک جا?گاه بلند به جا?گاه بلند د?گر مثل آسمان چهارم برسد چه اهم?ت? دارد که خداوند در قرآن کر?م ا?ن حادثه را از هزار ماه برتر بداند.
تمام ا?ن اشکالات بر نظر?ه سوم وارد است، مگر ا?نکه گفته شود: قرآن شب قدر، با قرآن فعل? تفاوت داشته است. بنابرا?ن برا? فرار از ا?ن انتقادات، برخ? از علما? د?ن دست به تاو?ل روا?ات زده اند. ش?خ صدوق در کتاب اعتقاداتش بدون ه?چ دل?ل? م? گو?د: همه قرآن در آن شب نازل نشد بلکه تنها علم? اجمال? از قرآن به پ?امبر(ص) داده شد. ف?ض کاشان? ن?ز، بدون ه?چ دل?ل نقل?، ول? با ?ک تاو?ل ذوق? در تفس?ر صاف? م? گو?د: ب?ت المعمور همان قلب پ?امبر بوده است و آسمان چهارم مرتبه چهارم عالم ماده است. او جماد، نبات و ح?وان را سه آسمان و مرتبه انسان?ت را به مرتبه آسمان چهارم تاو?ل کرده است. علامه طباطبا?? در تفس?ر الم?زان برا? نزول دفع? و تدر?ج? دو استدلال ارائه کرده اند. ?ک? استدلال لغو? و د?گر استدلال? عقل?. در استدلال لغو? م? گو?ند: فرق م?ان انزال و تنز?ل ا?ن است که انزال به معناى نازل کردن دفعى و ?ک پارچه است ، و تنز?ل به معناى نازل کردن تدر?جى است. استدلال دوم ا?نکه: کلمه( قرآن ) اسم کتابى است که خداى تعالى آنرا بر پ?امبر گرام?ش محمد (صلىاللهعل?هوآلهوسلّم) نازل کرده ، و به ا?ن جهت آن را قرآن نام?ده که خواندنى شد. قرآن دارا? مراتب? است: ?ک مرتبه وجود حق?ق? و د?گر مرتبه وجود ظاهر?، وجود ظاهر? آن در قالب الفاظ است[13] ول? وجود باطن? آن کل واحد? است که بر قلب پ?امبر(ص) در شب قدر نازل شده است.
مهمتر?ن پرسش? که از تاو?ل کنندگان اخبار نزول دفع? م? پرس?م ا?ن است که: آ?ا خداوند وقت? م? خواهد از ماه رمضان و شب قدر و مسئله نزول قرآن در آن شب سخن بگو?د به هم?ن قرآن در دست مردم اشاره م? کند ?ا قرآن پنهان از چشم مردم و متفاوت که کس? به آن دسترس? ندارد؟ به چه دل?ل ش?خ صدوق «قرآن» را نه خود قرآن بلکه علم اجمال?
به قرآن معنا م? کند؟ چه دل?ل? وجود دارد که ب?ت المعمور همان قلب پ?امبر(ص) است؟ چرا مرحوم علامه منظور از قرآن را نه خود قرآن بلکه وجود باطن? دور از دسترس همگان تلق? کرده اند؟ حال آنکه خداوند حک?م به هنگام سخن گفتن با بندگان خود از آنچه قابل فهم مخاطب?ن است به عنوان قرآن نام م? برد. از طرف د?گر در پاسخ به استدلال لغو? مرحوم علامه با?د گفت: اکثر?ت قاطع آ?ات? که با واژه انزال در قرآن به کار رفته است، ظهور در نزول تدر?ج? دارند نه آنگونه که ا?شان خواسته اند از لغت استفاده کنند و بگو?ند انزال به معنا? نزول دفع? است. مثلاً ا?ن آ?ه که مخاطب آن عموم مردم هستند، چگونه قابل حمل بر نزول دفع? است؟ لقد انزلنا ال?کم آ?ات مب?نات.(24نور، 34) ما برا? شما آ?ات? روشن نازل کرد?م.
6- شروع قرآن در شب قدر (ماه رمضان) بوده است، ?ا هنگامه بعثت (ماه رجب)؟
متفقاً گفته شده است که اول?ن وح? بر پ?امبر پنج ا?ه اول سوره علق بوده است. اگر ا?ن آ?ات بنابر گفته اهل سنت در شب قدر و در ماه مبارک رمضان نازل شده باشد مشکل? پ?ش نم? آ?د ول? اگر بنا بر قول مشهور نزد ش?عه بعثت رسول الله را 27 رجب بدان?م، جمع ب?ن بعثت در ماه رجب و نزول قرآن در ماه رمضان بس?ار دشوار است. توج?ه ها?? م? توان داشت: 1- بگو??م 27 رجب قرآن نازل نشد، بلکه فقط مژده نبوت به ا?شان داده شد و در ماه مبارک رمضان اول?ن آ?ات بر پ?امبر(ص) نازل گرد?د. 2- ا?ات سوره علق در ماه رجب بر پ?امبر اکرم(ص) نازل شد. اول?ن سوره کامل ن?ز سوره حمد ?ا فاتحه الکتاب(پ?شگفتار کتاب) بوده است که ممکن است در همان اوا?ل بعثت برا? نماز پ?امبر فرود آمده باشد. پس از ط? دوره فترت که گفته اند وح? بر پ?امبر نازل نشد در شب قدر اول?ن آ?ات قرآن همچون سوره مدثر بر پ?امبر اکرم(ص) نازل گشته باشد. 3- تغ??رات? که هر دو سال ?کبار توسط قر?ش تحت عنوان نس?ء در ماهها? حرام انجام م? شد و قرآن کر?م
در اواخر عمر پ?امبر آن را ممنوع فرمود[14] باعث اختلال در ماهها گشته است. بر ا?ن اساس محتمل است که آن سال رجب در ماه رمضان بوده است.
7- شب قدر کدام شب از ?ک از شبها? ماه مبارک رمضان است؟
در کتب روا?? ش?عه و سن? احاد?ث بس?ار? در مورد شب قدر وجود دارد. س?وط? در تفس?ر خود، دّر المنثور، حدود 85 روا?ت در مورد شب قدر آورده است. در غالب ا?ن روا?ات آمده است که شب قدر در دهه آخر ماه مبارک رمضان و در ?ک? از شبها? فرد آن است که با روا?ات ش?ع? توافق دارد. ا?ن روا?ات شب 21، 23، 25، 27، 29 را شب قدر دانسته است.
طبر? در تفس?ر خود نقل م? کند که کل قرآن در شب 24 رمضان نازل شد. (ج1، ص80) س?وط? در در المنثور هم هم?ن را گفته است. در تفس?ر ع?اش? ن?ز از ش?عه ا?ن روا?ت از امام صادق نقل شده است که شب نزول قرآن شب 24 است. اما روا?ت شب 24 و 30 با فرد بودن شب قدر سازگار ن?ست. از ب?ن شب ها? فرد، ب?شتر?ن روا?ات اهل سنت مربوط به شبها? 23 و 25 و 27 است.[15] در روا?ات صح?ح ش?عه شبها? 21 و 23 ب?شتر?ن مو?دات را دارد و شب 23 ماه رمضان از قوت ب?شتر? برخوردار است.[16] اما در مورد شب 19 با?د گفت کمتر?ن تا??د? از نظر روا?ت ندارد. مرحوم کل?ن? در کاف? سه روا?ت در مورد شب 19 نقل کرده است که دو روا?ت ضع?ف و ?ک روا?ت صح?ح است[17] و در هر سه گفته شده است که شب 19 مقدمه شب قدر است. پس با ?ک روا?ت صح?ح غ?ر صر?ح، نم? توان به شب قدر بودن شب 19 اعتقاد پ?دا کرد. بعلاوه ا?نکه روا?ات ز?اد? از ش?عه و سن? نقل شده است که شب قدر در دهه آخر ماه مبارت رمضان است[18]که شامل شب 19 نم? شود. ه?چ ?ک از روا?ات نقل شده در مورد 19 ن?ز صر?حا نگفته است که شب 19، شب قدر است. بنابرا?ن شب قدر که قرآن در آن نازل شده است نم? تواند، شب 19 ماه مبارک رمضان باشد.
به نظر م? رسد علت ا?نکه مردم ا?ران ب?شتر?ن اهتمام را به شب نوزدهم و ب?ست و ?کم دارند و کمتر از آن دو شب، به شب 23، که طبق روا?ات ش?عه شب قدر بودن آن ب?شتر محتمل است، توجه دارند ارتباط آن با ضربت خوردن مولا? متق?ان عل? عل?ه السلام است. شب قدر شب مبارک? است و شب شهادت شب حزن و اندوه است.
8- چرا شب قدر مشخص نشده است؟
دسترس? به هر امر ارزشمند هز?نه خود را دارد و هر چه چ?ز? ارزشمند تر باشد هز?نه آن هم ب?شتر است. چ?ز? که ارزش آن از هزار ماه ب?شتر است نبا?د به راحت? در اخت?ار افراد قرار گ?رد، چرا که باعث م? شود تا ارزش آن کمتر شود. پس احتمالاً پنهان بودن ا?ن شب در شبها? ماه رمضان و عدم وضوح شب قدر برا? گستردگ? و افزا?ش عبادت بندگان و انس ب?شتر آنان با خداوند بوده است.
در هر صورت معصوم?ن شب قدر را مردد ب?ن چند شب نقل کرده اند.[19] و پ?امبر اکرم(ص) همه دهه آخر ماه مبارک رمضان را ب?دار بودند و رختخواب خود را جمع م? فرمودند و خانواده خود را ب?دار نگاه م? داشتند و به عبادت م? پرداختند[20] به خوب? روشن ن?ست که عدم تشخص شب قدر فقط مربوط به غ?ر معصوم?ن است[21] ?ا برا? معصوم?ن ن?ز از امور غ?ب? محسوب م? شده که برا? آنان آشکار نبوده است و اگر از پنهان بودن آن غرض? داشته اند ا?ن مقصد و فلسفه شامل حال معصوم?ن ن?ز م? شده است.
9- شب قدر به زمان نزول اختصاص دارد ?ا هر سال تکرار م? شود؟
با وجود? که شب قدر اصالتاً همان سال اول نزول قرآن بوده است ول? قرآن کر?م م? فرما?د: تنزل الملائکه و الروح، فعل مضارع تکرار و استمرار را م? رساند ?عن? شب قدر منحصر در آن شب نزول قرآن در همان سال ن?ست، بلکه با تکرر سنوات آن شب هم مکرر مىشود. روا?ات و عملکرد معصوم?ن ن?ز بر ا?ن نکته تاک?د دارند که هر سال در همان هنگام نزول قرآن، شب قدر? تکرار م? شود[22]و فرشتگان و روح در آن نازل م? شوند.[23] به تعب?ر امام صادق(ع)ل?له القدر ه? اول السنه و ه? آخر السنه.[24]
پس در هر سال قمرى، در ماه رمضان شب قدرى هست با ا?ن تفاوت که در آن شب د?گر قرآن نازل نم? شود بلکه تنها فرشته و روح فرود م? آ?ند، و رحمت اله? را بر بشر فرود م? آورند ول? چگونگ? آن به درست? و روشن? معلوم ن?ست.
10- حوادث منقول در مورد شب قدر طبق چه افق? اتفاق م? افتد؟
اختلاف افق در شهرها گاه? تا سه شب متفاوت است و در ا?ن حالت سه شب، شب 23 ماه مبارک رمضان است. حال پرسش ا?ن است که آ?ا هر سه شب شب قدر است و در هر سه شب قرآن نازل شده است و مقدرات در هر سه شب، بنابر افق آدم?ان تع??ن م? شود و در هر سه شب عمل صالح ثواب عمل هزار ماه دارد ?ا آن که شب قدر مطابق با افق? است که قرآن در آن نازل شده است؟ با?د اعتراف کرد که پاسخها به ا?ن پرسش قانع کننده ن?ست. پس آ?ا برا? درک شب قدر راه? جز پاس داشتن همه ا?ن شبها وجود دارد؟
[1] www.baztab.com کد خبر : 50720
[2] محمد حس?ن طباطبا??، ج2، ص18-25
[3] محمد بن ?عقوب کل?ن?، کاف?، دارالکتب الاسلام?ه ج4، ص157، ح6، تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص631، ح 86-81
[4] ش?خ صدوق، معان? الاخبار، انتشارات جامعه مدرس?ن، 1429، ص429
[5] ملا فتح الله کاشان?، منهج الصادق?ن، کتاب فروش? اسلام?ه، چ چهارم، 1346،ج10، ص303
[6] کاف?، ج4، ص157، ح7
[7] کاف?، ج4، ص157، ح10 و تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص621، ح43 و 44
[8] کاف?، ج4، ص157، ح4 و 6? تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص632، ح89-94
[9] در المنثور، و کاف?، ج4، ص157، ح2
[10] 25فرقان، 32 و 17اسراء،106
[11] انزل القرآن ل?له القدر جمله واحدهً ال? السماء الدن?ا و وضع ف? ب?ت العزّة ثم انزل نجوماً عل? النب? ف? عشر?ن سنه. الاتقان، ج1، 39-49
[12] اب? نصر محمد بن مسعود بن ع?اش، ج1، ص80، المکتبه العلم?ه الاسلام?ه نزل القرآن ف? شهر رمضان ف? ل?له القدر جمله واحدهً ال? الب?ت المعمور ف? السماء الرابعه ثم نزل من الب?ت المعمور ف? مده عشر?ن سنه و ان الله اعط? نب?ه العلم جملهً. اعتقادات الصدوق، باب 31
[13] کتاب اُحکمت آ?اتهُ ثم فصّلت من لدن حک?م خب?ر(هود، 1) انه ف? اُم الکتاب لد?نا لعل?ٌ حک?م. (زخرف، 4) انه قرانٌ کر?م ف? کتاب مکنون لا ?مَسُّهُ الا المطهرون (واقعه،77-79) لقد جئناهم بکتاب فصَّلناهُ عل? علمٍ (اعراف، 52)
[14] انما النس?ء ز?اده ف? الکفر ?ضل به الذ?ن کفروا ?حلونه عاماً و ?حرمون عاما ل?واطئوا عده ما حرم الله ز?ن لهم سوء اعمالهم. 9توبه،37
[15] جلال الد?ن س?وط?(911)، الدر المنثور، دار اح?اء التراث العرب?، ص522-533
[16] کاف?، ج4، ص156، ح1? تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص619، ح33و ص625، 55 و 57و58 و ص626، ص61 و ص627، ح66 و67 و ص628، ح70 و 71
[17] کاف?، ج4، ص157، ح 8 و 9 و12? حد?ث اول عبد الله بن مومن مختلف ف?ه است. حد?ث سوم ن?ز عده من اصحاب عن رجل نقل کرده اند که حد?ث مرسل است.
[18] کاف?، ج4، ص157، ح6، نور الثقل?ن، ج5، ص625، ح56 وص626، ح59
[19] تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص626، ح60
[20] تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص629، ح78
[21] تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص639، ح105
[22] تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص626، ح59
[23] تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص637، ح104
[24] کاف?، ج4، ص157، ح11 و تفس?ر نور الثقل?ن، ج5، ص627، ح63
ارتباط شب قدر با حالات اشخاص
پرسش:
آ?ا شب قدر برا? همه ?ک شب است ?ا هر کس شب قدر خود را دارد ؟ آ?ا مبارک بودن شب قدر امر? مستقل از شخص و حالات شخص است ?ا ا?ن که بستگ? به آن دارد ؟
پا?گاه حوزه5837، 5837
پاسخ:
شب قدر برا? همه ?ک شب است، ارتباط? به حالات و روح?ات افراد ندارد و از نظر مدارک و دلا?ل د?ن? مسلم است که «شب قدر» اختصاص بهزمان پ?امبر اکرم (ص) و مح?ط حجاز نداشته و در همه زمان ها و برا? همه نقاط مختلف «شبقدر» با همه عظمت و اهم?تش وجود داردتصور? ممکن است پ?ش آ?د که منظور از?ک? بودن شب قدر در تمام سا
برچسب:
نویسنده: محمد رسول غلامپور